۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

ایران و تجزیه طلبی

اتحادیه اروپا متشکل از بیست و چند کشور است که در قرن بیست و یکم به این نتیجه رسیده اند که اگر با هم باشند در تصمیم گیریها موفق تر و در عرصه ی جهانی قدرتمندتر ظاهر خواهند شد. و حالا کمتر کسی اروپا را چند پاره میداند اغلب همین واژه را به کار می برند:"اتحادیه اروپا"
در اتحادیه اروپا هیچ گاه یک فرانسوی خود را برتر از یک ایتالیائی نمی داند و هیچ گاه مردم لهستان به خاطر خصومت های گذشته به کارشکنی علیه آلمان ها نمی پردازند. هیچگاه یک انگلیسی زبان ، یک اسپانیولی زبان را مورد تمسخر قرار نمی دهد. تمام این کشورها پذیرفته اند که شهروندانشان از حقوق برابر برخوردار باشند و هریک اجازه دارند زبان و فرهنگ خاص منطقه ی خود را ترویج کنند. درباره ی دین هم چون سکولار هستند باز هیچ متدینی بر متدین دیگر تفوق و برتری ندارد.
در کشور ما ایران چند هزار سال پیش شاهان هخامنشی چندین ملیت را زیر یک پرچم گرد آوردند. این پادشاهان به اعتقادات مذهبی هر یک از این اقوام احترام می گذاشتند و هر قوم به زبان خودش تکلم می کرد و فرهنگ های خاص خود را داشتند که برای ایشان مغتنم بود و هیچ گاه مورد تمسخر اقوام دیگر قرار نمی گرفت و الی آخر.
در طول گذر تاریخ از آنجا که ماایرانیان در پسرفت موفق تریم تا پیشرفت، عده ای از ما به این نتیجه رسیده ایم که اگر هر یک از این قومیت ها به سرجای اول خود در ماقبل تاریخ بازگردد و اسم ایران از روی آن برداشته شود بهتر است، مستقل تر است. بیست میلیون ترک ما بروند زیر پرچم آذربایجان پنج میلیونی، کردهای ایران بروند عراقی شوند. ترکمنها اگر ترکمنستان خواهان شان بود، به آنها ملحق شوند، بلوچ ها هم زین پس پاکستانی خوانده شوند و سیستانی ها هم اگر به افغانستان ملحق شوند که چه بهتر. عرب ها ببینند کدام کشور عربی عرب تر است خودشان و زمین شان بروند زیر یوغ مثلا امارات و الی آخر. اگر این رویای ما تحقق پیدا کند بسیار عالی خواهد شد، به چند دلیل:
1- فارس ها دیگر مجبور نیستند کسی را مسخره کنند و بعد دچار عذاب وجدان شوند
2- رژیم مجبور نیست که مدام از کردها و بلوچ ها آدم بکشد و بعد تنش برای چند ثانیه مثل بید بلرزد
3- تنها ایرانیان واقعی در ایران زندگی خواهند کرد.
4- دیگر هیچ قومی مجبور نمی شود جوانانش را در راه برخورداری از حقوق برابر با دیگر اقوام از دست بدهد.
از آثار و نتایج جمهوری اسلامی همین بس که ایران و ایرانی چنان ذلیل شده اند که برخی آذربایجان و عراق و پاکستان را به ایران ترجیح می دهند و حتی در این راه از ریخته شدن خونشان هم باکی ندارند. به راستی لازم نیست گاهی به جای مورد تمسخر قرار دادن تجزیه طلبان ، به عملکرد خودمان بیندیشیم که چه کرده ایم و به کجا رسیده ایم که عده ای به هر نحو می خواهند از هم اسم بودن با ما فرار کنند؟ چرا یک اروپایی یا آمریکایی همیشه به ملیت خود افتخار می کند اما یک ایرانی به جایی می رسد که بگوید من ایرانی نیستم ، من کردم، کرد یا بلوچ ام، بلوچ؟! فکر کردن زیاد نمی خواهد به نظرم هیچ کس دوست ندارد شهروند درجه دو محسوب شود. به همین سادگی!

هیچ نظری موجود نیست: