هر روز وبلاگستان پر و خالی می شود از حوادث مهم و غیر مهم و کمتر کسی ست که بیندیشد که تا سالروز کودتا فرصت زیادی نمانده است. اما این اولین بار نیست که رژیم از شگرد "خبرسازی کاذب" برای منحرف کردن توجه سبزها از یک روز به خصوص استفاده می کند. اولین بار قبل از عاشورا بود. سبزها مشغول برنامه ریزی بودند برای تجمعات در ده روز اول ماه محرم که رژیم با تمام توانی که داشت شروع به جنجال آفرینی کرد بر سر عکس پاره ی آقای خمینی و وبلاگستان پر شد از تحلیل ها و نظرات مختلف پیرامون آن. تقریبا رژیم به خواسته اش می رسید اگر وفات آیت الله منتظری در آن مقطع حساس رخ نمی داد. وفات این مرجع سبز و تشییع جنازه وی به مثابه خونی تازه در رگ های جنبش بود و دوباره توجه همگان به عاشورا جلب شد. پس از عاشورا جنبش در شوک ناشی از سرکوب بی سابقه فرو رفته بود اما همچنان تبلیغ و خبررسانی برای بیست و دوم بهمن ماه داغ بود تا اینکه رژیم دوباره دست به کار شد و با تمام توان این بار جنجال آفرینی اش را آغاز کرد بر سر هتک حرمت روز عاشورا آن هم توسط سبزها! بعد از آن تظاهرات دولتی نهم دی و باز تحلیل و تفسیر بر سر تعداد شرکت کنندگان در اینجا و آنجا. نزدیک روز موعود بود که دو تن از هموطنان مان مظلومانه به دار آویخته شدند. این بار به راستی رژیم توانست توجه سبزها را به کلی از بیست و دوم بهمن ماه پرت کند به طوریکه یک یا دو روز مانده به بیست و دوم بهمن ماه هنوز بر سر زمان و مکان تجمع وفاق کاملی صورت نگرفته بود و همگان سردرگم بودند که چه کنند؟ کی به کجا بروند؟ آیا ایده ی اسب تروا خوب و عملی است یا خیالپردازانه و باعث نومیدی؟ تلاش چند هفته ای رژیم باعث شد تا تجمع بیست و دوم بهمن ماه با اماها و اگرهای فراوانی همراه شود.
حالا برای سومین بار رژیم از این شگرد استفاده می کند و سبزها کمتر به آن توجه می کنند. مجسمه های شهر تهران دزدیده می شود. دزدیده شدن کابلهای تلفن در تهران موجب قطع شدن تلفن بیش از دوازده هزار مشترک می شود. دوباره موضوع حجاب و گشت های ارشاد به طور بسیار جدی در تریبون نماز جمعه، مجلس و رسانه ی میلی مطرح می شود. پنج تن از عزیزان کرد به دار آویخته می شوند. آیا این بار هم رژیم به خواسته اش که همانا منحرف کردن اذهان سبزها از بیست و دوم خرداد است ، می رسد؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر