۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

ما هستیم

ساعت چهار صبح بیست و سوم خرداد ماه سال 1388که از نتایج شگفت انگیز انتخابات آگاه شدم ، چنان سرخورده شدم که فکر کردم بدتر از آن دیگر ممکن نیست اتفاقی بیفتد! این سرخوردگی در میان زخمها و دردهایی که بعد از آن بر پیکره ی وجودمان زدند گم شد ، اما فراموش نشد.
بیست و پنج خرداد ، سی خرداد، هفت تیر، هجده تیر، بیست و شش تیر(نماز جمعه هاشمی)، بیست و شش شهریور(روز قدس)، سیزده آبان، شانزده آذر، سی آذر(تشییع جنازه مرجع سبز)، شش دی، بیست و دوم بهمن و بیست و شش اسفند سبزها آمدند و نه گفتند به دولت کودتا و آنها زدند و بردند و کشتند و گفتند:" انتخابات تمام شد،انتخاباتی برگزار شد، صحیح هم برگزار شد و هیچ اشکالی هم نتوانستند برای آن پیدا کنند." اما هنوز زخمی که زدند تازه است و تازه تر از پیش هم و همین درد است که می گوید هنوز تمام نشده... .

هیچ نظری موجود نیست: