هنوز آنقدر فرصت نکرده ام که صحت و سقم خبر کشته شدن سلمان رشدی را دنبال کنم، اما در هر صورت میخواهم که چند خطی بنویسم برای کسانی که این خبر را همچون یک پیروزی افتخارآمیز به هم تبریک می گفتند..
وقتی کتابی نوشته می شود، شما آزادید که این کتاب را بخوانید یا نه..
اگر این کتاب را نخوانید، پس یعنی در دنیای شما همچین چیزی وجود ندارد
اگر این کتاب را بخوانید می توانید که با آن موافقت کنید یا انکه نظری مخالف با آنچه در آن بیان شده ابراز کنید.
اگر موافق نظرات ارائه شده داشته باشید، و تصور کنید که آن مطالب سازنده است، آزادید که به ترویج آن بپردازید و با افرادی که همچون شما می اندیشند گفتگو کنید و اینگونه نظراتتان کامل تر می شود، دقیقا مثل رویکرد برخی محافل ادبی غربی نسبت به کتاب آیات شیطانی..
اگر مخالف کتاب مورد نظر باشید، می توانید دلایل خود را بیان کنید و با گفتگو کردن با همفکران خودتان مجموعه ای از نقدهای وارده را نوشته و برای نویسنده ی مورد نظر بفرستید.. مثل دکتر مهاجرانی عزیز که با ظرافت هر چه تمام تر و به گونه ای که نافی عفت عمومی نباشد و بتواند که از وزارت ارشاد ج.ا مجوز بگیرد کتابی نوشتند در نقد آیات شیطانی که خلاصه اش می شود این جمله:"سلمان رشدی حرام زاده است و این کتاب نشات گرفته از خوی حرامزادگی ایشان می باشد.. و در نهایت دم امام راحل گرم و گرم و گرم!"
در نهایت نویسنده ی مورد نظر هم به نوبه ی خود می تواند به آنها پاسخ بگوید و یک گفتگوی سالم علمی برقرار باشد..
عزیزم! مهربانم! دوست خوبم!
کشتن یک نفر صرفا به خاطر نوشتن یک کتاب گیرم هر چه باشد مشمئز کننده است.
۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه
۱۳۹۰ دی ۳, شنبه
فردا شش دی ماه است. آمدم یادآوری کنم اتفاقات روز یکشنبه شش دی ماه سال ۱۳۸۸ را که مصادف بود با دهم محرم الحرام سال ۱۴۳۱ قمری.. آمدم یادآوری کنم شجاعت گروه اولی را، رذالت گروه دومی، سکوت گروه سوم و در نهایت حماقت گروه چهارم را.
پ.ن: زمانی که حکومتی خون به ناحقی را بر زمین می ریزد همچون جامی ست که از دست رها شده و دیر یا زود بر زمین افتاده و خواهد شکست..
پ.ن: زمانی که حکومتی خون به ناحقی را بر زمین می ریزد همچون جامی ست که از دست رها شده و دیر یا زود بر زمین افتاده و خواهد شکست..
۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه
پیشرفت
خب شاید ما ایرانیان باید به همین اندازه پیشرفت قناعت کنیم که این بار همچون سی سال پیش بعد از اشغال سفارت خانه ی یک کشورُ کارکنان آنجا را به گروگان نگرفتیم و آن را انقلاب چندم! معرفی نکردیم.. خوب است برای ما همین اندازه پیشرفت هم زیاد است!
۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سهشنبه
من می ترسم
از آن معلمی که می گوید:"نظام جمهوری اسلامی با پشتوانه ی مددهای غیبی ست که تا کنون پابرجا مانده است."
از آن روانشناسی که می گوید:" تمام جنایات جمهوری اسلامی را قبول دارم، از قتل و تجاوز و شکنجه، همه را به یقین باور دارم، اما ولایت فقیه باید باشد. خامنه ای باید برود و یک مرجع دیگر به جای او بنشیند."
از آن مهندسی که می گوید:"حکم سنگسار چه اشکالی دارد؟"
از آن مدیری که می گوید:"ارزش زنان نصف مردان است، هم قانون این را می گوید و هم کتاب آسمانی مان."
از ان نوجوان دبیرستانی که می گوید:"آقای خامنه ای معصوم است، البته عصمت او با عصمت چهارده معصوم فرق دارد." و البته این حرف مورد تائید پدر تحصیل کرده اش نیز می باشد.
از آن افرادی که می گویند جمهوری اسلامی هفتاد میلیون مخالف دارد. آنها هم به اندازه ی حکام جمهوری اسلامی کورند. چند میلیون حامی این نظام را نمی بینند. این افرادی که نه بی سوادند و نه در کوره دهات ها زندگی می کنند. ایرانی اند و موافق نظام جمهوری اسلامی!
من می ترسم، از حاکمیت خرافه بر اذهان و قلوب ملتی که تا گردن در منجلاب بیچارگی و بدبختی فرو رفته اما خبر ندارد. من می ترسم.. امیدی آیا برای نجات هست؟
از آن روانشناسی که می گوید:" تمام جنایات جمهوری اسلامی را قبول دارم، از قتل و تجاوز و شکنجه، همه را به یقین باور دارم، اما ولایت فقیه باید باشد. خامنه ای باید برود و یک مرجع دیگر به جای او بنشیند."
از آن مهندسی که می گوید:"حکم سنگسار چه اشکالی دارد؟"
از آن مدیری که می گوید:"ارزش زنان نصف مردان است، هم قانون این را می گوید و هم کتاب آسمانی مان."
از ان نوجوان دبیرستانی که می گوید:"آقای خامنه ای معصوم است، البته عصمت او با عصمت چهارده معصوم فرق دارد." و البته این حرف مورد تائید پدر تحصیل کرده اش نیز می باشد.
از آن افرادی که می گویند جمهوری اسلامی هفتاد میلیون مخالف دارد. آنها هم به اندازه ی حکام جمهوری اسلامی کورند. چند میلیون حامی این نظام را نمی بینند. این افرادی که نه بی سوادند و نه در کوره دهات ها زندگی می کنند. ایرانی اند و موافق نظام جمهوری اسلامی!
من می ترسم، از حاکمیت خرافه بر اذهان و قلوب ملتی که تا گردن در منجلاب بیچارگی و بدبختی فرو رفته اما خبر ندارد. من می ترسم.. امیدی آیا برای نجات هست؟
اشتراک در:
پستها (Atom)