۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

افرادی که اگر طرد شوند، بهتر است

قبل از انتخابات هنگام تبلیغات با بعضی افراد روبرو میشدی که به قولی به هیچ صراطی مستقیم نبودند. هر چه عیب و ایراد می گرفتند از میرحسین با سند و مدرک جواب می دادیم، هر چه ایراد می گرفتیم از احمدی نژاد، فقط نگاه مان می کردند، بعد باز می گفتند نه فقط همین احمدی نژاد! همسرم حرف جالبی درباره ی طرفداران هر یک از کاندیداها گفت که هر چه می گذرد بیشتر به صحت گفته اش پی می برم. او گفت:" هر یک از طرفداران موسوی یا احمدی نژاد، یک شمه ای از شخصیت آنها را در وجود خود دارند و برای همین به آنها جذب می شوند، حالا هر چه دلیل و مدرک بیاوری که این خوب نیست، آن خوب است قبول نمی کنند."
مثلاطرفداران احمدی نژاد بعضی هاشان مثل او نان به نرخ روز می خورند. تا چند سال پیش در انجمن اسلامی برای خاتمی گلو پاره می کردند، حالا برای احمدی نژاد!
بعضی ها مثل او لجبازند، اگر بگویی تمام مراجع تقلید سنتی و نواندیش و حتی مرجع خود شما سه شنبه را عید فطر اعلام کرده اند و آقای خامنه ای به خاطر مسائل سیاسی خواسته خودی نشان بدهد و دوشنبه را عید اعلام کرده، باز قبول نمی کنند و می گویند نه همین که یکی عید اعلام کرد کافیست!
بعضی ها مثل او کارشان را بدرستی انجام نمی دهند، از این طرف ادعای مسلمانی شان گوش فلک را کر کرده و مدام دم از حق الناس می زنند!
بعضی ها مثل او یک کار اشتباه را چند بار تکرار می کنند، مثلا کسی را می شناسم که چهار سال برای اینکه به احمدی نژاد رای داده خود را سرزنش کرده بود، اما این بار هم به احمدی نژاد رای داد و حالا باز خود را سرزنش می کند!
بعضی ها خصلت دروغگویی را با او شریک اند. و الی آخر.
حالا با اینها باید چه کار کرد؟ اینها اگر هر بلایی سرشان بیاید از حرف و گفته شان برنمی گردند. مثلا خانواده ای را می شناسم که در زمان انقلاب یکی از نزدیکان شان را به خاطر عضویت در گارد اعدام کرده بودند، و همین یکی دو سال پیش فرزند خانواده آنطور که خودشان می گفتند به خاطر یک سوء تفاهم چهل روز توسط برادران اطلاعات مفقود شده بود و تا مرز اعدام پیش رفت اما بعد آزادش کردند! این خانواده حتی حاضر نیستند یک لحظه فکر کنند شخصی برتر از احمدی نژاد باشد چرا که رهبر را حامی او می دانند، بعد که ایراد می گیری چرا رهبر فراجناحی نیست و از یکی از کاندیداها حمایت کرده جواب می دهند:" کی؟ رهبر؟ او که گفت یک رای بیشتر ندارد و آن را هم کسی نمی داند!"
و یا مادری را می شناسم که بعد از شهادت دکتر بهشتی و یارانش چندین روز روزه می گیرد و شادمانی می کند که فرزند مجاهدش را زودتر تحویل حکومت داده و او قبل از دکتر بهشتی اعدام شده و حالا در ریختن خون او شریک نیست!
و یا همین آقای روح الامینی که همه داستانش را می دانند..
اینها انسان های فوق العاده خطرناکی هستند که هیچ کاری نمی شود با ایشان کرد. این ها را گفتم که هنگام تلاش برای گسترش آگاهی ها خودتان را با چنین افرادی خسته نکنید. دو دسته از افراد هیچ گاه نظرشان را عوض نمی کنند: نادانان و مردگان.

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

ای رنجبر (گرامیداشت روز کارگر)

تا بکی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر/ریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجب/رزینهمه خواری که بینی زافتاب و خاک و باد/چیست مزدت جز نکوهش یا عتاب ای رنجبر/از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی/چند میترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر/جمله آنان را که چون زالو مکندت خون بریز/وندران خون دست و پائی کن خضاب ای رنجبر/دیو آز و خودپرستی را بگیر و حبس کن/تا شود چهر حقیقت بی حجاب ای رنجبر/حاکم شرعی که بهر رشوه فتوی میدهد/کی دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر/آنکه خود را پاک میداند ز هر آلودگی/میکند مردار خواری چون غراب ای رنجبر/گر که اطفال تو بی شامند شبها باک نیست/خواجه تیهو می‌کند هر شب کباب ای رنجبر/گر چراغت را نبخشیده‌است گردون روشنی/غم مخور، میتابد امشب ماهتاب ای رنجبر/در خور دانش امیرانند و فرزندانشان/تو چه خواهی فهم کردن از کتاب ای رنجبر/مردم آنانند کز حکم و سیاست آگهند/کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر/هر که پوشد جامه‌ی نیکو بزرگ و لایق اوست/رو تو صدها وصله داری بر ثیاب ای رنجبر/جامه‌ات شوخ است و رویت تیره رنگ از گرد و خاک/از تو میبایست کردن اجتناب ای رنجبر/هر چه بنویسند حکام اندرین محضر رواست/کس نخواهد خواستن زیشان حساب ای رنجبر
پروین

من درد مشترکم، مرا فریاد کن (گرامیداشت روز کارگر)


1- به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران طی چند روز گذشته ١۵ نفر از کارگران سد مخزنی ژاوه در دولاب سنندج بدون دریافت دستمزدهای معوقه خود اخراج شده اند و کترفرما اعلام کرده است روند اخراج سازی‌ها ادامه خواهد داشت.
2-دبیر کل خانه کارگر در آستانه هفته کارگر در مورد وضعیت اشتغال کشور بحران مالی دو هزار واحد را مسجل دانست و اعلام کرد که سالانه 200 هزار کارگر بیکار می شوند. طبق برآورد وی با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها این وضعیت تشدید خواهد شد.
3-تراکتورسازی، کبریت‌سازی و موتوژن تبریز به مرور بسیاری از کارگران خود را اخراج کرده‌اند. تراکتورسازی تبریز در آستانه‌ی تعطیل قرار دارد و 2300 کارگر آن درمعرض اخراجند
4-در ورامین 50 واحد صنعتی تعطیل شده‌اند. خبرگزاری ایلنا، به نقل از امام‌جمعه‌ی خیرآباد ورامین نوشت: در اثر رسيدگي نكردن مسوولان حدود 50 درصد واحدهاي صنعتي خيرآباد تعطيل شده اند
5-ایلنا در گزارش دیگری از دو کارخانه نیمه تعطیل ایران ترمه و تهران پتو، به نقل از یکی از کارگران نوشت که کارگران این شرکت‌ها 26 ماه است که حقوق دریافت نکرده‌اند
6-یک کارگر کارخانه‌ی ترمه‌ی قم با اشاره به کاهش تدریجی تعداد کارگران این کارخانه از 3000 به 200 کارگر، افزود: بعد از اخراج بسیاری از کارگران کارخانه، تنها به عده معدودی از کارگران بیمه بیکاری تعلق گرفته است و بیشتر کارگران حتی از بیمه بیکاری هم محروم شده اند
7-روز يكشنبه 29 فرودين ماه بيش از 40 نفر از كارگران كارخانه قند بردسير در اعتراض به سياستهاى ضد كارگرى دولت و تعطيل شدن كارخانه قند و براى پيگيرى حقوق معوقه خود كه بعضا تا دوسال حقوق خود را دريافت نكرده اند مقابل كارخانه قند بردسير تجمع كردند , اين كارگران از ساعت 0800 الى 1100 مقابل كارخانه بودند و سپس در مقابل فرماندارى اين شهر به تجمع خود ادامه دادند . اما مانند گذشته هيچ يك از مقامات دولتى به كارگران توجهى نكرده و جوابى به پيگيرى هاى آنها ندادند
8-دولت دهم درادامه خصوصى سازى ها و تاراج كارخانه هاى بزرگ ايران كارگران كارخانه پارس الكتريك را كه بالغ بر 3500نفر بودند , به تدريج دريك سال اخير اخراج كرددرحال حاضر اين كارخانه فقط 150نفر كارگر دارد وبه گفته اعضاى شوراى اين كارخانه اكثرمتخصصين اخراج و ازكاربيكارشدند و فقط اشخاصى كه همسو با اين نظام و باندهاى آن و آقا زاده ها بودند باقى مانده اند ,كارگران شريف تلاش ميكنند به هرصورت ممكن اعتراض كنند
9-خبرگزاری هرانا - درآستانه روز جهانی کارگر، روز اول ماه مه، وضعيت کارگری در شهر اراک، بزرگترين قطب صنعتی ايران، بحرانی است و شرکت های دولتی در شهر اراک، بسياری از کارگران خود را اخراج نموده اندشرکت های بزرگ دولتی در اراک چندین ماه است که قادر به پرداخت حقوق کارگران خود نيستند و شرکت های آذر آب، واگن پارس و پالايشگاه اراک در اين مورد وخيم ترين وضعيت را دارندبه گزارش کلمه، شرکت های دولتی در اراک که با مشکل نبود نقدينگی روبرو هستند، اقدام به اخراج کارگران خود می کنند و از سوی ديگر، در بخش خصوصی نيز اوضاع به شدت نگران کننده و بحرانی به نظر می رسدبر اساس اين گزارش، دولت محمود احمدی نژاد بيش از ۴۰ هزار ميليارد تومان به پيمانکاران بخش خصوصی بدهکار استگفتنی است در ساليان اخير، روند تعطيل کارخانه ها در ايران شدت گرفته است
10-آژانس ايران خبر: اروميه داراى چند كارخانه ى توليد آبميوه و شير پاستوريزه است , كه تا قبل از سال نو بسيارى از كارگران اين كارخانه ها اخراج شدنداين دو كارخانه درحال حاضر با يك دوم كارگر مورد نيازشان توليدات را ادامه ميدهند و اين درحاليست كه كليه كارفرمايان به همه كارگران باقى مانده ابلاغ ميكنند كه بيمه و مزايايى برايشان تهيه نخواهد شد و تنها بايد كار كنندكارگران هم از ناچارى براى از دست ندادن شغلشان مجبورند به شرايط سخت و غير انسانى تحميل شده تن دهند. لازم به ذكر است كه درآمد اين كارگران ماهيانه 200 هزار تومان است و بعضى كارخانه ها كمتر از اين نيز به كارگرانشان مى دهند, براى مثال كارخانه سيمان خوى به نگهبانانش ماهيانه 175 هزار تومان حقوق ميدهد و كارخانه esputa اروميه به كارگرانش بين 190 الى 230 هزار تومان حقوق مى پردازد و اين در شرايطى است كه كارگران در دو شيفت صبح و شب كار ميكنند
11-خبرگزاری هرانا - مديرعامل جديد صندوق پس انداز كاركنان راه آهن در طول سه ماه گذشته تاكنون در دو مرحله 10 نفر از نيروهاي جوان خود را تعديل و از نيروهاي بازنشسته به جاي آنها استفاده مي‌كندبر اساس این گزارش، برخلاف دستور رياست جمهوري مبني بر استفاده از نيروهاي جوان و متخصص در ارگان‌هاي دولتي وغير دولتي، اما مديرعامل جديد صندوق پس انداز كاركنان راه آهن از زمان تصدي بر اين صندوق تاكنون در دو مرحله 10 نفر از نيروهاي جوان خود را تعديل و از نيروهاي بازنشسته به جاي آنها استفاده مي‌كندبه گزارش ايلنا، بنا به اطلاعات موجود از 30 نفر كاركنان اين صندوق تا كنون 5 نفر تعديل و 5 نفر ديگر نيز در ليست تعديلي‌هاي جديدمديرعامل قراردارندبنابراين گزارش تا پيش از تغيير مديرعامل و تصدي سعيد صادقي بر مديريت اين صندوق روال استخدام در اين صندوق بنا به نظر رياست جمهوري بر پايه استفاده از نيروهاي جوان و متخصص بوده است ولي از دي ماه گذشته و با تغيير مديرعامل روال سابق كاملا متغيير شده است.
12-سایت عصر ایران: به گفته دانشجويان دانشگاه زابل پس از تعطيلات نوروزي 110 نفر از كارمندان اين دانشگاه اخراج شدنديكي از دانشجويان دانشگاه زابل كه نخواست اسمش فاش شود در گفتگو با فارس، اظهار داشت: دانشجويان بعد از تعطيلات سال جديد در دانشگاه زابل شاهد تعطيلي آزمايشگاه‌هاي عمومي و تخصصي دانشگاه و همچنين تعطيلي بسياري از گروه‌ها و كاهش ساعت كاري سايت كامپيوتر و وجود مسائل و مشكلاتي در قسمت‌هاي مختلف اداري دانشگاه بودند كه دليل اين موضوع اخراج جمعي از كارمندان دانشگاه زابل استوي با بيان اينكه اين تغييرات به نوعي بود كه دانشگاه زابل تقريبا حالت تعطيل پيدا كرده بود، افزود: با توجه به سياست‌هاي دولت عدالت محور در مناطق محروم كشور و بحث مهاجرت نيروهاي بومي و همچنين كارمنداني كه با سنوات مختلف كاري در دانشگاه خدمت كرده‌اند و از كار بيكار شده‌اند، اين را مي‌طلبد كه مسئولان اين دانشگاه با همتي مضاعف درصدد حل این مشکل برآیند.
13-دویچه وله – مهین دخت مصباح: گزارش‌های تایید شده از اعتصاب کارگران واحدهای کاری در خوزستان خبر می‌دهند. اتوبوس‌رانان اهواز، کارگران شهرداری آبادان، نوشابه خرمنوش و کارگران تخلیه و بارگیری خرمشهر به حقوق عقب‌افتاده یا خطر بیکاری خود اعتراض کرده‌اندکارخانه نوشابه‌‌‌‌سازی خرمشهر بر اثر سوءمدیریت و بدهی هنگفت به بانک‌های ملی و صادرات، ورشکسته شده و دست به اخراج کارگران خود زده است. این کارخانه در حالی تعطیل می‌شود که آب‌میوه‌ها و نوشابه‌های تولید عربستان، کویت و امارات، بازار جنوب ایران را اشباع کرده‌اند. به گفته منابع محلی، قرار بوده با وام صد میلیون تومانی بانک ملی، خط تولید جدیدی به این کارخانه افزوده شود، اما تعلل در ترخیص ماشین‌آلات خریداری شده از آلمان، موجب خوابیدن کار، تراکم بهره وام بانکی و در نهایت سقوط مالی کارخانه شده استفعالان کارگری از تجمع اعتراضی کارگران ۲۳ شرکت تخلیه و بارگیری فعال در بارانداز شلمچه نیز خبر می‌دهند. واگذاری امور این بارانداز به یک شرکت خصوصی، زندگی دست‌کم ۴۰۰ کارگر بارانداز، راننده اتوبوس و خانواده‌های آنان را به خطر می‌اندازدکمبود بودجه، تعدیل نیروشرکت لوله‌سازی اهواز در تعطیلات نوروزی، اقدام به اخراج ۵۰ کارگر قراردادی به بهانه تعدیل نیرو و کمبود بودجه کرده است. مدیران این واحد تولیدی در شب عید سال گذشته هم صدها کارگر را با بهانه‌ای مشابه جواب کرده بودند
14-در پي پلمپ شركت صنعت و معدن فولاد ابرکوه كه با دستور مدیر کل سازمان محیط زیست استان هرمزگان صورت گرفت دهها كارگر و كارمند اين شركت از كار بيكار شدند . بر اساس این گزارش، در صورت طولاني شدن مدت زمان تعطيلي اين شركت، شمار زيادي از خانواده هاي كارگران و كارمندان از حقوق و مزاياي لازم براي اداره زندگي محروم خواهند بود
15-ايلنا: علي غياثي يك فعال كارگري در استان ايلام از بحران واحدهاي صنعتي خبر داد و گفت: طي سال‌هاي 87 و 88 تعداد 20 واحد استان تعطيل شده و بيش از هزاركارگر بيكار شده‌اند كه همه اين موارد حكايت از نبود امنيت شغلي كارگران دارد.
16-تعطیلی کارخانه‌های چرم‌سازی در مشهد ادامه دارد و این تعطیلی‌ها موجب بیکار شدن حداقل هزار و پانصد کارگر شده است. رسانه حکومتی سفیر نوشت :از سال ۸۲ تاکنون ۴۵ کارخانه چرم‌سازی در مشهد به دلائلی از جمله ثابت نبودن نرخ ارز برای تولیدکنندگان، قاچاق روزافزون کفش‌های چینی و تایلندی با قیمت بسیار پائین تعطیل شده است. به گفته یکی از مسئولان صنفی این صنعت، این مشکلات بارها با مسئولان در میان گذاشته شده اما به دلیل تصورات اشتباه مسئولان و ایجاد این تلقی که تولیدکنندگان به دنبال سودبیشتر هستند تاکنون راه حلی برای رفع این معضل دامنه‌دار اندیشیده نشده است.

یک پیشنهاد برای سالروز کودتای 22 خرداد

آیت الله صانعی، آیت الله بیات زنجانی، آیت الله بروجردی، آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله موسوی تبریزی، آیت الله دستغیب، آیت الله موسوی بجنوردی.
تنها یک فتوای یکی از اینها در عهد ناصری حکومت را تسلیم کرد. دقیقا به همین دلیل است که جمهوری اسلامی از اولین روز تشکیل خود شروع به تضعیف وجه و مقام مرجعیت در نزد توده مردم همت گمارد. از تهمت براندازی به آیت الله شریعتمداری تا حصر آیت الله منتظری که بزرگ ترین مراجع زمان خود بودند. بعد از آن هم تحریف نظریه ولایت فقیه، تا قبل از جمهوری اسلامی ولایت فقیه به همان مراجع تقلید اطلاق میشد اما پس از آن این مقام را به شخصی که در راس حکومت قرار دارد محدود کردند و بدتر آنکه چنین تفسیر آوردند که اگر نظر ولایت فقیه و مرجع یک شخص درباره ی یک موضوع با یکدیگر فرق کند، شخص باید تابع نظر ولایت فقیه باشد و با این حربه فتاوای مراجع تقلید را بی اعتبار کردند.
جنبش سبز چنان پر مایه است که حمایت حداقل هفت تن از مراجع تقلید در داخل از کشور را دارد. پس چرا هنوز به فکر تجمع در خیابان ها هستیم؟ تجمعی که به خاطر لطمات و آثار جبران ناپذیر، شمار زیادی از سبزها از آن امتناع می کنند؟ گزینه ی بهتر از تجمع، تحصن است. تحصن در یک مکان مقدس مانند حرم حضرت معصومه که کودتاچیان نتوانند به آن تعرض کنند (هر چند که هیچ کاری از ایشان بعید نیست). با پیش قدم شدن همین مراجع سبز و رهبران جنبش تا تحقق یافتن خواسته های جنبش سبز. چرا هنگام فکر کردن به آکسیون نهایی همه به خیابان های اصلی تهران فکر می کنند؟ تحصن در حرم حضرت معصومه و وجود چند مرجع تقلید ،تاثیر بسیار بیشتری در افکار عمومی خواهد داشت و در نتیجه حکومت تحت فشار زیادی قرار خواهد گرفت و در صورت سرکوب مردم بیشترین هزینه در طول این چند ماه را خواهد پرداخت که فکر نمی کنم دست به چنین حماقت بزرگی بزنند و خدا را چه دیدیم شاید این اسب چموش رام شود!
به نظرم خوب است که به دفتر این مراجع تقلید زنگ بزنیم و از ایشان بخواهیم که در تحصن سالروز کودتای ننگین بیست و دوم خرداد در حرم حضرت معصومه شرکت کنند.

۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

برای هاشمی رفسنجانی که سبزتر از همیشه است...

تا پنج سال پیش فکر می کردم که رفسنجانی قدرت اول ایران است و تنها در ظاهر علی خامنه ای نقش اول را بازی می کند. بعد از انتخابات سال 84 فکر کردم که شاید ان طور که همیشه می گفتند و فکر می کردم رفسنجانی قدرت مافیایی و پشت صحنه نیست و تقریبا هیچ قدرتی ندارد. چهار سال گذشت و بعد از کودتای 22 خرداد و حوادث پس از آن این فکر به یقین تبدیل شد که نخیر این آقای هاشمی واقعا هیچ قدرتی ندارد. وقتی در شب مناظره ها احمدی نژاد بر اساس هیچ سند و مدرکی آبروی او و خانواده اش را برد. وقتی دو ساعت تمام پشت درب خانه علی خامنه ای انتظار کشید تا او را ببیند، اما موفق نشد. وقتی پنج تن از اعضای خانواده ی او را بازداشت کردند و باز هم جز تائید علی خامنه ای کاری نتوانست بکند.
هاشمی رفسنجانی اما سیاستمداری کارکشته است. و سیاست او بزرگ ترین قدرت او محسوب می شود. وقتی که به دیدار پادشاه سعودی رفت همین شیعیان تندرو او را به باد انتقاد گرفتند اما در مقابل، هاشمی رفسنجانی در عربستان از باغ فدک یعنی سیاسی ترین اختلاف اهل تشیع و تسنن دیدن کرد و برای مدتی با زائران ایرانی بدرستی رفتار میشد. در حالیکه سیاست های تند احمدی نژاد تنها باعث تیره شدن روابط ایران و عربستان و در نتیجه بدرفتاری ها به زوار حرم خدا شده است.
هنگامی که هاشمی رفسنجانی عملکرد علی خامنه ای را تائید می کند، بسیاری از سبزها به او می تازند و او را مزدور و وطن فروش و حامی دیکتاتور می نامند و حال آنکه اگر هاشمی اینگونه بود هیچ گاه مجبور به تحمل این همه فشار از جانب حکومت نمیشد. واقعیت این است که هاشمی رفسنجانی قطعا سبزاندیش است، و تمامی عملکرد او در جهت پیشبرد اهداف جنبش سبز است. گاهی باید در نماز جمعه فریاد بزند که اگر مردم ما را نخواستند باید کنار برویم و گاهی باید در کنار علی خامنه ای بنشیند و او را تائید کند، به این امید که فدک سبزها را از این راه بتواند زنده کند... .
خلاصه کلام جنبش سبز باید به جای انگ چسباندن به این و آن و همه را از خود تاراندن و سرانجام به سرنوشت جمهوری اسلامی مبتلا شدن که حاشیه اش از اصل اش پربارتر است، باید سنجیده گام بردارد و به قول میرحسین موسوی یار سبزاندیش مان، جنبش سبز را طوری تعریف کنیم که تمام هفتاد میلیون در آن جای بگیرند، نه اینکه سبزهای خودمان را نیز از بدنه اش جدا کنیم.

۱۳۸۹ فروردین ۲۹, یکشنبه

رئیس جمهوری که مثل یک کودک می اندیشد

پدرم یک خاطره ی جالب از دوران کودکی اش را برای ما تعریف کرد و ان خاطره ی جالب این بود:
" وقتی بادهای صد و بیست روزه شروع میشد ما فکر می کردیم که الان در تمام جهان طوفان به پا شده!"
حالا بعد از سالها یک آدمی آمده که هم دانشگاه رفته و مهندس هم هست و ریاضیات هم خوانده و رئیس دولت کودتا هم هست. این آدم وقتی حرف میزند من به یاد این خاطره ی دوران کودکی پدرم می افتم. مثلا می گوید:
1- وضع نشاط جوانان ما صد برابر شده است
2- اتحاد و وحدت فعلی در جامعه در طول سی سال بی نظیر است
3- مردم ما معنای فقر را نمی دانند و در بهشت زندگی می کنند
4- .... در اوج است
5- .... در دنیا بی نظیر است
حالا فکر می کنم تقصیر این آدم نیست. صدقه سر جناب هاشمی رفسنجانی از هیچ به همه جا رسیده و حالا فکر می کند که این درباره ی همه صدق می کند!

مطالبات جنبش سبز کدامند؟

1- داشتن دستگاه قضائی مستقل
2- برگزاری انتخابات آزاد و غیرگزینشی
3- داشتن رسانه خصوصی در کنار رسانه دولتی
4- داشتن مطبوعات آزاد و گردش آزاد اطلاعات
5- رفع هر گونه تبعیض قومی، مذهبی، جنسیتی
6- آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی
7- به رفراندم گذاشتن اصل ولایت فقیه
8- برقراری رابطه دیپلماتیک با تمام کشورهای جهان و دخالت نکردن در امور کشورهای دیگر
9- بهبود وضع معیشتی مردم به خصوص قشر کم درآمد جامعه
10- محاکمه عادلانه و مجازات عاملین کودتا

۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

ارزش حرف های خامنه ای

خامنه ای از یک طرف می گوید که دستور مبارزه با مفسدان اقتصادی و به قول خودشان دانه درشت ها را صادر کرده است و با قاطعیت این مبارزه را دنبال می کند. از این طرف حکم حکومتی می دهد که پرونده فساد اقتصادی معاون اول دولت کودتا، رحیمی خلاف مصالح نظام است!
باز همین خامنه ای در جایی دیگر می گوید که بارها دستور برگزاری کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه ها را صادر کرده است و از این طرف استادان و دانشجویانی که ایشان را قبول ندارند را می کشند، زندانی می کنند و در بهترین حالت اخراج می کنند.
واقعا خوب است آدم گاهی برای حرف خودش اندازه ی یک پشگل گوسفند ارزش قائل شود!

آیا خامنه ای عذاب وجدان گرفته است؟!

در راستای بی توجهی های دولت به همه ی امور مملکتی و از جمله محیط زیست که در نظر این آقایان جزء بی ارزش ترین امور هم به حساب نمی آید، دریاچه ی ارومیه در حال خشک شدن است. باز در راستای اینکه همه ی امور مملکتی بد یا خوب در نهایت به بیت رهبری منتهی می شود، ما فکر کردیم که شاید خشک شدن دریاچه ارومیه هم به آقا مرتبط باشد اما ربط اش را نمی دانستیم تا دیشب که در بالاترین با لینکی مواجه شدیم که از قول یکی از مسئولان محترم گفته بودند که با خشک شدن دریاچه ارومیه بستر مناسبی برای پرورش شتر بوجود خواهد امد. بعد از آن به این نتیجه گیری مهم دست یافتیم که آقا به خاطر کشتن هزاران تن از جوانان این مرز و بوم در طول بیست سال حکمرانی خود حالا دچار عذاب وجدان شده اند و یکباره می خواهند که دیه تمام این عزیزان را بپردازند، شاید که التیامی باشد بر عذاب وجدان بی حد و حصر ایشان! در مجازات اسلامی هم که 50 شتر برای قتل یک زن مسلمان در نظر گرفته شده است. از آنجائیکه زن نصف آدم به شمار می آید و دیه اش هم نصف آدم است پس نتیجه می گیریم که برای هر مرد مسلمان باید 100 شتر دیه بپردازد. بعد از کندو کاو بسیار مشاوران ارشد آقا به این نتیجه رسیده اند که خشک شدن دریاچه ارومیه بستر مناسبی برای پرورش شتر به وجود می آورد و باقی ماجرا... .
پ.ن: دریاچه هامون تا دوازده سال پیش زنده بود، حالا به کویری بدل شده که آسایش همه ی مردم منطقه را از ایشان سلب کرده است. نگذاریم این فاجعه دوباره تکرار شود..

۱۳۸۹ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

بازی وبلاگی حمایت از زندانیان گمنام

قم زیارت حضرت معصومه_ تابستان 88
دور هم نشسته بودیم ، چای می خوردیم و از شرایط سیاسی حرف می زدیم. خانواده خاله هم بودند. از حرم زنگ زدند به گوشی بابا. گفتند:"دخترتان اینجا پیش ماست.لطفا بیائید انتظامات حرم." دلم هری ریخت. بابا خندید. گفت:"دخترای ما رو ببین. چند بار تنهایی اومده قم و حالا گم شده!". همان طور به بابا خیره خیره نگاه می کردم. بابا گفت چته؟ گفتم بریم. گفت چایی رو بخوریم بعد. گفتم نه، همین حالا بریم! دوباره از حرم زنگ زدند. گفتند:"دخترتان اینجا پیش ماست. لطفا بیائید انتظامات حرم." رنگ از روی بابا پرید، تازه فکر کرد به ان چیزی که من داشتم فکر می کردم. یا موقع شعارنویسی او را گرفته بودند یا اینکه زبان سبزش، سر سبزش را... . بابا به شوهر خاله ام گفت که کارت شناسائی خودش را بردارد. فکر ما به او هم منتقل شد و رنگش سفید شد مثل رنگ ما و به نوبت به بقیه هم سرایت کرد. .. تا حرم پانزده دقیقه، پیاده راه بود. پشت سر بابا می رفتم. پنج دقیقه آخر پاهاش روی زمین کشیده می شد. قلبم درد گرفته بود، محکم میزد. به حرم که رسیدیم گفتند:"نخیر اینجا نیست!" یک لحظه سرگردانی مادران بین دادگاه و اوین در خاطرم امد. بابا لبهاش خشک خشک بود. گفت اما شما زنگ زدید. گفتند نخیر بعد هم بیرون مان کردند. تقریبا مطمئن شده بودیم که او را گرفتند که نرگس لبخند زنان صدای مان کرد. بعد هم ماجرا را تعریف کرد که می ترسیده تنها این مسیر را بیاید برای همین از انتظامات خواسته تا زنگ بزنند به بابا تا او بیاید دنبالش و علت عصبانیت ماموران انتظامات و باقی ماجرا . همین! تا یک ساعت بعد در کنار نرگس بودم و مدام نگاهش می کردم. می خواستم باور کنم که اینجاست پیش ما و هیچ اتفاقی هم برایش نیفتاده است. مدام فکر می کردم به بابا و مامان که اگر این اتفاق به همین خوبی که تمام شد تمام نمیشد، چقدر دوام می آوردند؟
تمام این ماجرا را به عنوان مقدمه گفتم تا برسم به اینجا که بگویم نه جرات و نه توانش در من نیست که بخواهم اسم یک زندانی گمنام را بیاورم. دردی که آنها در گمنامی تحمل کرده اند و بی کسی که خانواده هاشان را خرد کرده است، بیرون از حد تصور من و امثال من است که بخواهم در چند کلمه تحدیدش کنم.

به میرحسین موسوی رای بدهید

برای مشخص شدن صد چهره پرنفوذ دنیا در سال 2010 میلادی مجله تایم مثل هر سال یک نظرسنجی به راه انداخته است. عکس نفر اول روی جلد مجله تایم چاپ خواهد شد. برای جلب توجه دوباره جهانیان به جنبش سبز بهتر است که به میرحسین موسوی رای بدهیم. میرحسین موسوی نفر اول در این لیست قرار دارد. سبزها قصد دارند رکورد یک میلیون رای را بزنند و بعد از آن زهرا رهنورد را تا جایگاه دوم بالا ببرند.
آدرس مورد نظر:
http://www.time.com/time/specials/packages/article/0,28804,1972075_1972078_1972577,00.html#comments

۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

برای بهاره مقامی

هزار و چند صد سال پیش در روزگاری تاریک چون امروز ناموس علی ، زینب به دست نامردمانی بی غیرت هتک حرمت شد. حالا هر ساله ما بزرگی زینب را پاس می داریم ،حال انکه آن نامردمان را لایق فحش نیز نمی دانیم. بهاره های امروز زینب های زمانه اند، از چه رو خود را شقایق های له شده می خوانند؟
ایشان باید بر پا بایستند و بگویند که :"جز زیبائی چیزی ندیده اند" تا پایه های کاخ یزیدیان را به لرزه بیاندازند..
بهاره گفت که زمانی معلم بود. کسی که یکبار مهر معلمی بر پیشانی اش بخورد تا ابد ان مهر با وی خواهد بود، چه بخواهد چه نخواهد. حالا وقت آن است که به وظیفه اش عمل کند و به ما بیاموزد صبر و استقامت در مقابل بیداد را، چگونه گذشتن از خزان و سبز ماندن را.

۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

تعریف اصل ولایت فقیه از منظر آیت الله دستغیب

ندای سبز آزادی: ....بنا بر گفته این مرجع تقلید (آیت الله علی محمد دستغیب) هم اكنون به اصل ولایت فقیه هم ظلم شده است. این روحانی شیرازی با بیان اینكه از زمان حضرت امام جعفر صادق و بعد از غیبت صغری مرجع مردم علماء بودند و هم اكنون هم مردم به ولایت فقیه و ائمه پشت نكرده‌اند گفت:‌ فقها باید عادل باشند و عمل آنها با گفتارشان یكی باشد مردم وقتی خلافكاری،‌ تهمت و اتهام را می‌بینند و می‌شنوند نمی‌دانند قسم حضرت عباس را باور كنند یا دم خروس را! وی تأكید كرد: عمل فقها با گفتارشان باید یكی باشد،‌ اگر نباشد ظلم به ولایت فقیه است لذا فقها باید عادل باشند و عمل آنها با قولشان یكی باشد.
این چند جمله مهمترین بخش سخنان این مرجع تقلید شیرازی در جمع اصلاح طلبان شیراز است. آنجا که معنای ولایت فقیه را نه به شکلی که حکومت مطرح می کند بلکه به شکلی دیگر تعریف کرده است. در سخنان ایشان ولی فقیه همان طور که در کتاب ولایت شهید دستغیب امده است منظور همان مراجع تقلید هستند.

علت سکوت ترک زبانان از زبان یک هموطن ترک

بعد از اینکه میرحسین موسوی استراتژی جنبش سبز را گسترش آگاهی ها اعلام کرد، کمتر اتفاق می افتد که جایی بروم و صحبت را به جنبش سبز نکشانم، هنگام خرید، در اتوبوس و تاکسی، در مهمانی های خانوادگی و هر جایی که فضا را برای بحث و تبادل نظر مناسب بیابم. هنگام خرید عید هم این مسئله را فراموش نکردم. در یکی از فروشگاه های پوشاک بحث بسیار جالبی با یک هموطن ترک زبان شکل گرفت که حاوی نکات بسیار مهمی بود. اول اینکه من از ایشان علت سکوت ترک ها در وقایع اخیر را پرسیدم که وی به چند دلیل اشاره کرد.
اول اینکه ترک ها مشغول سنجیدن شرایط هستند، تا نکند اشتباه 57 دوباره تکرار شود.
دوم اینکه هیچ آلترنتیوی در مقابل جمهوری اسلامی از جذابیت انچنانی برخوردار نیست که ایشان را دلگرم کند، مثلا در انقلاب 57، در مقابل رژیم پهلوی امام خمینی و نظریه حکومت اسلامی ایشان آنقدر جذاب بود که بتواند مردم را به نتیجه مبارزات دلگرم کند. اما جنبش کنونی هیچ انتخابی پیش روی مبارزان قرار نداده است و رهبران این جنبش یعنی میرحسین موسوی و کروبی هم همیشه دم از اصلاح همین نظام زده اند، در حالیکه این نظام اصلاح پذیر نیست، چرا که بالای هشتاد درصد آن فاسد شده است.
سوم اینکه تهرانی ها بدون مشارکت ترک ها راه به جائی نمی برند، چراکه تمام بازار دست ترک هاست و متاسفانه بازاریان علی رغم میل باطنی و شرایط بسیار بد اقتصادی باز قادر نیستند به جنبش سبز ملت ایران بپیوندند. این هموطن ترک که خود از مبارزان انقلابی سی سال پیش بود این چنین ادامه داد که سی سال پیش وضع بازاریان آنقدر خوب بود که بتوانند حتی یک سال اعتصاب کنند و دوام بیاورند. او گفت که کارخانه خودشان شش ماه اعتصاب کرد، به طوریکه تولید داشتند اما تولیدات را به جای عرضه در بازار انبار می کردند. وی گفت ما انقدر توانائی داشتیم که بتوانیم شش ماه بدون هیچ درآمدی حقوق کارگران را بدهیم و محصولاتمان را هم انبار کنیم و باز دوام بیاوریم. اما حالا اوضاع فرق کرده است و جمهوری اسلامی تمام صاحبان صنایع را وام دار بانک ها کرده است به صورتی که حتی یک روز نمی توانند کار نکنند.
چهارم و اخر اینکه وی گفت که سکوت ترک ها ادامه خواهد یافت اما اینکه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت هیچ کس نمی داند. اما آنگاه که سکوت ترک ها بشکند و ایشان به قیام برخیزند، نیم خیز نخواهند شد بلکه تمام قد در مقابل استبداد خواهند ایستاد..

سیاست فرهنگی رژیم آخوندی!

آقای لاریجانی می فرمایند ایران قبل از اسلام فاقد هر گونه تمدنی بوده است و تنها پس از اسلام بود که ایرانیان با تمدن آشنا شدند. این جمله نشان دهنده سیاست کلی رژیم در امور فرهنگی ست که از زبان آقای لاریجانی شنیده ایم. البته آخوندها در عمل هم این را ثابت کرده اند. معبد آناهیتا در کرمانشاه جایگاه معتادان شده است. سد سیوند آبگیری شده و رطوبت مشغول خراب کردن آرامگاه کوروش است. دو قصر داریوش در جنوب چیز زیادی تا تخریب کامل ندارند. جاده ای که از مقابل طاق بستان عبور کرده تبر به ریشه این بنای عظیم می زند. سد ساسانی جره زیر آب می رود و صدا از هیچ نهادی در نمی آید. این موارد به اضافه صدها مورد دیگر در گوشه و کنار ایران عزیزمان که هیچ کجا مطرح نمی شوند. این ها می خواهند تمامی آثار ما قبل اسلام را نابود کنند یا اینکه بگذارند نابود شود و از این طرف تمام مسجد خرابه های نه چندان قدیمی با هیچ خصوصیت ویژه ای را بازسازی کنند تا اینگونه حرف شان را به اثبات رسانند که ایرانیان تمدن را از بدو ورود اسلام شناختند و پیش از ان مردمانی بدوی بودند.. افسوس!

تعریف خواسته های جنبش سبز

نظام ولایت فقیه سه بازوی قدرت دارد. اول سپاه پاسداران، دوم قوه قضائیه و سوم شورای نگهبان. در رابطه با دو گزینه اول فعلا هیچ کاری از دست سبزها بر نمی آید، اما اصلاح گزینه سوم و برگرداندن آن به حالت اولیه امری مهم است که می تواند جزء خواسته های بسیار مهم جنبش سبز باشد، چرا که در صورت اصلاح شدن شورای استصوابی تا حدودی به داشتن انتخابات آزاد نزدیک خواهیم شد، هر چند که با دخالت سپاه و نیروهای نظامی در این امر سیاسی کاری نمی توانیم بکنیم. انتخابات آزاد یعنی یک مجلس خبرگان قدرتمند که توانایی نقد عملکرد رهبری و حتی عزل و نصب وی را داشته باشند. انتخابات آزاد یعنی داشتن قوه مقننه و مجریه قدرتمند در مقابل سپاه. انتخابات آزاد یعنی اصلاح نسبی امور و بازگشتن به اصول مغفول مانده قانون اساسی. آنچه کروبی به عنوان خواسته جنبش سبز مطرح کرد یعنی به رفراندم گذاشتن شورای نگهبان و آنچه خاتمی بر ان اذعان کرد یعنی تلاش برای داشتن یک انتخابات مطلوب و آزاد امری بسیار مهم است که نباید مغفول بماند. شورای نگهبان شاهرگ حیاتی نظام ولایت فقیه است.
در مقابل کسانی که از روی احساسات سعی دارند کل نظام جمهوری اسلامی را به رفراندم بگذارند ، سعی در انجام کاری بسیار عبث و بیهوده دارند. نگرانی برای حفظ دین در قشر مذهبیون که بخش عظیمی از انها متعلق به جنبش سبز هستند وجود دارد. به عنوان نمونه پدرم که سبزی ما نیز از اوست. تا مرز اخراج از اداره پیش رفته است. از طرف برخی همکارانش تهدید شده است. هنوز روبان سبزش را از آئینه جلوی ماشین درنیاورده. هر جا که لازم باشد برای نشان دادن اعتراض در صحنه حاضر می شود. به جدائی دین از سیاست باور دارد، اما اینکه از چه روشی و در چه حکومتی باید به آن رسید نظری ندارد. او می گوید که قائل به برقراری حکومت غیر دینی نیست. با این استدلال که اینان به اسم دین به اینجا رسیدند، آنان که ترس دین ندارند به کجا می خواهند برسند؟!
چه بخواهیم چه نه این نگرانی درقشر مذهبی جامعه که بخش بزرگی از آنها سبز هستند وجود دارد. حال اگر بخواهیم با خیالپردازی ، خواسته مان به رفراندم گذاشتن کل نظام جمهوری اسلامی باشد در مقابل مثلا یک حکومت سکولار و فرا دینی ، قطعا نتیجه رفراندم مطلوب سبزها نخواهد بود. چرا که با ترفند سی سال پیش رای کسب خواهند کرد که اسلام می خواهی یا کفر؟ و مسلما جواب کفر یا همان نه به جمهوری اسلامی نخواهد بود.

۱۳۸۹ فروردین ۲۰, جمعه

تعریف راهکار جنبش سبز

آنچه جنبش سبز را با چالش جدی مواجه خواهد کرد نه تلاش اصلاح طلبان برای اصلاح نظامی ست که از بن فاسد است ، بلکه خیالپردازی جوانان و احساساتی عمل کردن ایشان است و اشتباه بزرگ ایشان که فکر می کنند در ایران هم می شود چون قرقیزستان عمل کرد، با یک روز خشونت دولتی را سرنگون و دولتی دیگر برجای آن بنشانند. حال آنکه این توهمی بیش نیست.
ایرانیان مردمانی هستند که هزاران سال است اعتقادات مذهبی خود را همیشه ارجح بر همه امور دانسته و می دانند. اگر جنبش سبز بخواهد با توسل به زور حکومتی دینی را که هنوز در کوچه پس کوچه های روستاها و شهرها فدائیان زیادی دارد، ساقط کند، دست به یک خودزنی بزرگ زده است که جان سالم بدر نخواهد برد. هنوز هم مردمان زیادی هستند که باور دارند اطاعت از ولی امر آیه ای از قرآن کریم است و واجب! حکومت نیز سرمایه گذاری زیادی روی گسترش آگاهی ها انجام می دهد. به عنوان مثال تورهای زیارتی-سیاحتی به مناطق جنگی که فرصت مناسبی ست تا از فضا استفاده کرده و هر باطلی را به خورد جوانان احساساتی بدهند. این تورها که ابتدا تنها مختص دانشجویان بود و در حد بسیار محدود حالا تا بردن نوجوانان در مقطع راهنمائی هم گسترش یافته و این یعنی جذب نیروی حکومت در سطح بسیار بالا. علاوه بر این هر مسجد به عنوان یک ستاد تبلیغات برای ولی فقیه انجام وظیفه می کند. اگرچه در شهرهای بزرگ مساجد با روحانیون حکومتی شان از رونق افتاده اند اما این مساجد در روستاها و شهرها هنوز هم تقدس خانه خدا را دارند. در این میان ناباورانه شاهدیم که استراتژی که از طرف میرحسین موسوی برای سبزها ارائه شده بود یعنی گسترش آگاهی ها ، از طرف ایشان ندیده گرفته شده و حال انکه دشمنان ما ان را با جدیت به کار گرفته اند!
در طول این ده ماه مبارزات مسالمت امیز مردمی حکومت به شدت با ریزش نیرو مواجه بوده است. این مبارزات حتما نباید در خیابان باشد. با استراتژی مطرح شده از سوی میرحسین موسوی جنبش سبز مبارزاتش را در خانه ها دنبال می کند، تا آن زمان که هیچ نیروی مردمی در کفه ترازوی حکومت نماند. چنین حکومتی خود به خود از میان خواهد رفت. آنان که بر طبل خشونت می کوبند بدانند، جنبشی که با خشونت پیروز شود، با خشونت هم به کارش ادامه می دهد و سی سال بعد این چرخه باید تکرار شود و این بار خون فرزندان مان بر کف خیابان خواهد ریخت.عده ای بر میرحسین موسوی خرده گرفته اند که او از پتانسیل میلیونی استفاده نکرده و کار جنبش به صحبت کردن به اقوام و آشنایان برای آگاهی بیشتر محدود شده است. چه کسی می توانست تضمین کند که اگر میرحسین موسوی با آن پتانسیل میلیونی دست به خشونت میزد هزینه ای که جنبش می پرداخت بسی گزاف تر از اکنون نبود؟ واقعیت این است که اگر رهبری در حین مبارزه برای جان مردمانش ارزشی قائل نباشد، بعد از پیروزی نیز تغییر چندانی در نگاه او بوجود نخواهد آمد. همان شخصی که در طول مبارزات قبل از انقلاب 57 بی توجه به جان جوانان تنها دستور می داد که به خیابان ها بریزند تا شاه ساقط شود، همان او بعد از انقلاب نیز برای همان جوانان ارزشی قائل نشد، به طوریکه دستور قتل عام ایشان را صادر کرد بی توجه به سابقه مبارزاتی ایشان و رنجی که در این راه تحمل کرده اند. میرحسین موسوی براستی که برای تک تک جان های از دست رفته جنبش سبز ارزش قائل است. آزادی مقدس است اما جان انسان ها مقدس تر از آزادی ست، انسان ها باید باشند تا آزاد زندگی کنند. برای رسیدن به آزادی راه های دیگری جز جان فشانی نیز وجود دارد.
خلاصه کلام مبازات مسالمت آمیزمان را به خانه ها ببریم تا سرنگونی رژیم ...( بعید می دانم اصلاح شود که اگر این اتفاق بیافتد جزء نوادر تاریخ خواهد بود!)

۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

تعریف اهداف جنبش سبز


تقریبا دو ماه دیگر جنبش سبز یک ساله می شود و شاید به همین دلیل دوستانی به فکر تعریف کردن جنبش سبز و اهداف آن افتاده اند. این درد نوشته ایست کوتاه از آنچه هست و نباید باشد. اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم؟ این سوالی مهم و حیاتی ست که سبزها باید بدان پاسخ دهند. در این مدت ده ماه سبزها بسیار حرف زده اند و چه زیبا خود را و اهداف شان را تعریف کرده اند، اما آیا در عمل هم به شعارهاشان پایبند بوده اند؟! آیا جنبش سبز توانسته باورهای بعضا غلط و عادت های اشتباه را که منجر به دیکتاتوری می شوند از میان بردارد؟
من بر دروغگو بودن احمدی نژاد طعن می زنم و او را سرزنش می کنم و بعد از آن حتی راحت تر از او دروغ می گویم.
من به احمدی نژاد اعتراض دارم که چرا به گفته ی یکی از میان خودشان چهارده ماه است که هیچ فعالیت و توسعه ی قابل توجهی در کشور صورت نگرفته است با این حال در طول دو سالی که از فارغ التحصیلی ام گذشته تنها اسم یک مترجم را یدک کشیده ام و به خاطر تنبلی مفرط از ترجمه روزی یک صفحه هم عاجزم!
من به علم الهدی اعتراض دارم که چرا موسوی و کروبی را با الفاظ رکیک نام برده، آنوقت هنگام اسم بردن از احمدی نژاد از الفاظی چه بسا رکیک تر استفاده می کنم.
من با دقت سراپاگوش هستم که نکند یک وقت کسی بگوید بالای چشم سبزها ابروست، چراکه این یعنی توهین و هتک حرمت خون نداها و سهراب ها، آنوقت خیلی راحت اسم خودم را می گذارم سکولار و بی توجه به حرمت خون سمیه ها و یاسرها به اسلام توهین می کنم.
من به شریعتمداری معترض ام که چرا اینقدر به همه بدبین است و توهم توطئه ای که در وجودش هست باعث شده تا فحاش و هتاک باشد و به همه تهمت خیانت بزند، آنوقت کافیست کروبی یا خاتمی یکبار حرفی بزنند که منظورش را بد برداشت کنم، آنوقت من می دانم و این دو اصلاح طلب و تمام حرف های رکیکی که در فرهنگ لغات وجود دارد.
من به جمهوری اسلامی معترض ام که چرا بدون در نظر گرفتن پیشینه افراد و زحمتی که برای رشد و تعالی نظام کشیده اند تنها به خاطر یک نقد و یا یک عملکرد برخلاف رویه موجود ،انگ براندازی به او می چسبانند و دودمانش را به باد می دهند ، آنوقت کافیست یکبار موسوی حرفی خلاف دلخواه من بزند تا من فراموش کنم شجاعت و ایستادگی ده ماهه او را در مقابل تمام فشارها و تهدید ها و ...
من به بی خیالی مسئولان نسبت به کشته شدن هموطنانم در جاده ها که ناشی از استاندارد نبودن جاده ها و وسایل نقلیه است ،معترض ام، آنوقت در جاده ها هنگام رانندگی هیچ ارزشی برای جان خودم و عزیزانم قائل نیستم.
من،من،من،من... تمام کژی ها از اینجا آغاز می شود. چگونه می خواهیم به آزادی و دموکراسی برسیم حال انکه در عمل هیچ اعتقادی به آن نداریم. بزرگترین دستاورد جنبش سبز در زندگی شخصی من همین آگاهی بود و حال تلاش برای اصلاح امور خویش را آغاز کرده ام و ایمان دارم که با اصلاح شدن من ها جامعه اصلاح خواهد شد. به قول دوستی برای نابودی دولت کودتا از احمدی نژاد درون خودت آغاز کن!

یک سوال از باغیرت ترین پدر دنیا

آقای روح الامینی سرانجام پرونده ی متهمان ک.ب، س.ن، ر.گ، ق.غ به کجا رسید؟! اگر دادگاه تشریفاتی رژیم سرانجام به محکومیت متهمان کهریزک رای داد، سلام ما را هم به قاضی برسان. فقط مانده ام تو چگونه می توانی به عکس پسرت نگاه کنی یا آنکه بر سر مزار او بروی بعد از انکه از قاتل اصلی او تشکر کردی!

۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

سال صبر و استقامت مبارک باد

هر آنچه بخواهید بدست خواهید آورد اگر استقامت را سرمایه خود قرار دهید.
لافونتن