۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه

برای میر سبز

خدایا تحمل داغ دو امیرکبیر برای یک ملت بسیار سنگین است.. روا مدار ننگ داغ دومی بر پیشانی این ملت. یک فین در کاشان برای تمام تاریخ ما را بس است، فین دیگری این بار در تهران روا مدار..

پ.ن: همین دو خط رو دوباره بخون

۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه

می گویم طرز حرف زدن کدام مان بهتر از اوست؟ کدام مان کمتر از او دروغ می گوییم؟ کدام مان کمتر از او از کارمان می دزدیم؟ کی سر موعد به وعده های مان جامه ی عمل پوشانده ایم که از او چنین توقعی داریم؟ لبخند و نگاه کدام مان واقعی تر از لبخند و نگاه اوست؟ همین اویی که این همه مشمئزمان می کند، آئینه ی تمام نمای فرهنگ ماست.. خود شکن عزیزم، آئینه شکستن خطاست یا خلایق هر چه لایق.. من و شما با این فرهنگ مان لیاقت داشتن بهتر از او را نداریم.. خلاص!

پ.ن: مدتی ست به جای نق زدن های همیشگی بی حاصل یک مغار برداشته ام، دارم از پیکره ی بدترکیب فرهنگم، الهه ای زیبا می آفرینم

۱۳۹۰ دی ۱۳, سه‌شنبه

اونا که یادشونه میگن زمانی که هویدا رو محاکمه می کردن ازش پرسیدن : طی چند سالی که قدرت رو در دست داشتی چه غلطی برای این مملکت کردی؟ هویدا در جواب خودکاری که تو دستش بوده رو نشون جمع میده و میگه سیزده سال تمام قیمت این خودکار رو ثابت نگه داشتم..

پس نوشت مربوط: از نرخ دلار، این کاغذ پاره ی بی ارزش تو بازار ایران چه خبر؟

· معماری تخت جمشید در مقایسه با بناهای عظیمی که در مصر و چین ساخته شدن چیز دندون گیری نیست، مسئله ای که این بنا رو در تمام دنیا متمایز می کنه و باعث افتخار ماست اینه که در طول ساخته شدن این مجموعه حتی یک برده هم به کار گرفته نشده، بلکه تمام تخت جمشید بوسیله ی کارگران ساخته شده، کارگرانی که هشت ساعت در روز کار می کردن، از مرخصی های دوره ای برخوردار بودند، علاوه بر حقوق شون سبد کالایی نه از لوبیا و نخود بلکه از عسل، گوشت و کره می گرفتن و این همه در حالیه که دیوار چین رو به عنوان بزرگترین گورستان جهان نام می برند.. این بوده کرامت انسانی در ایران باستان..

پس نوشت: وضع بازار کار در جامعه ی امروز که بی شباهت به برده داری نیست رو مقایسه کنید با شکل رفتار حاکمان اون زمان..

پس نوشت2 : برای کسانی که در تحریف تاریخ معاصر اینقدر استادند، تغییر دادن تاریخ چند هزار سال پیش و حذف نام پادشاهان از کتاب های تاریخ که مثل آب خوردنه!

۱۳۹۰ دی ۱۱, یکشنبه

کریسمس

سال ۲۰۱۱ برای یک قشری تاریک ترین سالها بود.. امیدوارم که سال ۲۰۱۲ از اون هم تاریک تر باشه براشون. هر چه برای اونها تاریک تر، برای تمام مردم دنیا سبزتر

پ.ن: به قول عزیز در بند آینده روشن است..

راستی زادروز مسیح بزرگ بر تمام آزادگان جهان مبارک..

۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

فتوای جنایت

هنوز آنقدر فرصت نکرده ام که صحت و سقم خبر کشته شدن سلمان رشدی را دنبال کنم، اما در هر صورت میخواهم که چند خطی بنویسم برای کسانی که این خبر را همچون یک پیروزی افتخارآمیز به هم تبریک می گفتند..

وقتی کتابی نوشته می شود، شما آزادید که این کتاب را بخوانید یا نه..

اگر این کتاب را نخوانید، پس یعنی در دنیای شما همچین چیزی وجود ندارد

اگر این کتاب را بخوانید می توانید که با آن موافقت کنید یا انکه نظری مخالف با آنچه در آن بیان شده ابراز کنید.

اگر موافق نظرات ارائه شده داشته باشید، و تصور کنید که آن مطالب سازنده است، آزادید که به ترویج آن بپردازید و با افرادی که همچون شما می اندیشند گفتگو کنید و اینگونه نظراتتان کامل تر می شود، دقیقا مثل رویکرد برخی محافل ادبی غربی نسبت به کتاب آیات شیطانی..

اگر مخالف کتاب مورد نظر باشید، می توانید دلایل خود را بیان کنید و با گفتگو کردن با همفکران خودتان مجموعه ای از نقدهای وارده را نوشته و برای نویسنده ی مورد نظر بفرستید.. مثل دکتر مهاجرانی عزیز که با ظرافت هر چه تمام تر و به گونه ای که نافی عفت عمومی نباشد و بتواند که از وزارت ارشاد ج.ا مجوز بگیرد کتابی نوشتند در نقد آیات شیطانی که خلاصه اش می شود این جمله:"سلمان رشدی حرام زاده است و این کتاب نشات گرفته از خوی حرامزادگی ایشان می باشد.. و در نهایت دم امام راحل گرم و گرم و گرم!"

در نهایت نویسنده ی مورد نظر هم به نوبه ی خود می تواند به آنها پاسخ بگوید و یک گفتگوی سالم علمی برقرار باشد..

عزیزم! مهربانم! دوست خوبم!

کشتن یک نفر صرفا به خاطر نوشتن یک کتاب گیرم هر چه باشد مشمئز کننده است.

۱۳۹۰ دی ۳, شنبه

فردا شش دی ماه است. آمدم یادآوری کنم اتفاقات روز یکشنبه شش دی ماه سال ۱۳۸۸ را که مصادف بود با دهم محرم الحرام سال ۱۴۳۱ قمری.. آمدم یادآوری کنم شجاعت گروه اولی را، رذالت گروه دومی، سکوت گروه سوم و در نهایت حماقت گروه چهارم را.

پ.ن: زمانی که حکومتی خون به ناحقی را بر زمین می ریزد همچون جامی ست که از دست رها شده و دیر یا زود بر زمین افتاده و خواهد شکست..

۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

پیشرفت

خب شاید ما ایرانیان باید به همین اندازه پیشرفت قناعت کنیم که این بار همچون سی سال پیش بعد از اشغال سفارت خانه ی یک کشورُ کارکنان آنجا را به گروگان نگرفتیم و آن را انقلاب چندم! معرفی نکردیم.. خوب است برای ما همین اندازه پیشرفت هم زیاد است!