۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

فتوای جنایت

هنوز آنقدر فرصت نکرده ام که صحت و سقم خبر کشته شدن سلمان رشدی را دنبال کنم، اما در هر صورت میخواهم که چند خطی بنویسم برای کسانی که این خبر را همچون یک پیروزی افتخارآمیز به هم تبریک می گفتند..

وقتی کتابی نوشته می شود، شما آزادید که این کتاب را بخوانید یا نه..

اگر این کتاب را نخوانید، پس یعنی در دنیای شما همچین چیزی وجود ندارد

اگر این کتاب را بخوانید می توانید که با آن موافقت کنید یا انکه نظری مخالف با آنچه در آن بیان شده ابراز کنید.

اگر موافق نظرات ارائه شده داشته باشید، و تصور کنید که آن مطالب سازنده است، آزادید که به ترویج آن بپردازید و با افرادی که همچون شما می اندیشند گفتگو کنید و اینگونه نظراتتان کامل تر می شود، دقیقا مثل رویکرد برخی محافل ادبی غربی نسبت به کتاب آیات شیطانی..

اگر مخالف کتاب مورد نظر باشید، می توانید دلایل خود را بیان کنید و با گفتگو کردن با همفکران خودتان مجموعه ای از نقدهای وارده را نوشته و برای نویسنده ی مورد نظر بفرستید.. مثل دکتر مهاجرانی عزیز که با ظرافت هر چه تمام تر و به گونه ای که نافی عفت عمومی نباشد و بتواند که از وزارت ارشاد ج.ا مجوز بگیرد کتابی نوشتند در نقد آیات شیطانی که خلاصه اش می شود این جمله:"سلمان رشدی حرام زاده است و این کتاب نشات گرفته از خوی حرامزادگی ایشان می باشد.. و در نهایت دم امام راحل گرم و گرم و گرم!"

در نهایت نویسنده ی مورد نظر هم به نوبه ی خود می تواند به آنها پاسخ بگوید و یک گفتگوی سالم علمی برقرار باشد..

عزیزم! مهربانم! دوست خوبم!

کشتن یک نفر صرفا به خاطر نوشتن یک کتاب گیرم هر چه باشد مشمئز کننده است.

هیچ نظری موجود نیست: