از یکشنبه نوزدهم اردیبهشت که فرزاد کمانگر معلم کرد به همراه چهار تن دیگر به اتهام های واهی به دار آویخته شدند، وبلاگستان پر شده است از نوشته هایی در محکومیت این اعدام ها و ابراز تاسف ها وچنین ها و چنان ها. به نظر من این مسئله بسیار بسیار مایه ی تاسف است. تمام این عزیزان تا آن هنگام که زنده بودند و برای زندگی تلاش می کردند نامی در وبلاگستان نداشتند، همین که اعدام شدند، پوسترهاشان را چاپ کردند با عنوان قهرمان من!
حالا سوالی که برای من مطرح شده ، این است که ایا افراد قهرمانند برای اینکه اعدام شده اند یا قهرمانند به خاطر هدف مقدس شان که همانا مبارزه برای آزادی و برابری بود؟ چرا این موج اعتراضات با این گستره زمانی که این قهرمانان زنده بودند و در حالیکه حکم اعدام گرفته بودند با نامه های سرگشاده از ما تمنای کمک می کردند، به وجود نیامد؟ چرا منتظریم که تمام کسانی که حکم اعدام گرفته اند اعدام شوند تا برایشان در بالاترین لینک داغ بزنیم و سوگواری کنیم؟ چرا محمد امین ولیان را درنمی یابیم؟ چرا آن خانواده ی پنج نفره که همه با هم حکم اعدام گرفته اند را فراموش کرده ایم؟ این پنج تن رفتند، چرا به فکر کسانی که هنوز زنده اند اما ممکن است به سرنوشت ایشان دچار شوند نیستیم؟ چرا حتما باید شخصی کشته شود تا قهرمان شود؟ جنبش سبز بسیاری از باورهای مان را پالایش داده است، شاید اکنون وقت آن رسیده که افراد را نه به خاطر اینکه مرده اند ، بلکه به خاطر هدف شان تکریم کنیم. شاید وقت ان رسیده که مرده پرستی را کنار بگذاریم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۲ نظر:
آره واقعآ . هيچكس به فكر مسائل ديگه نيست و فقط منتظرن تا يه خبري بشه و لينك كنن . صفحه اول بالاترين شده بود پر از لينكهاي اين اعدامها .
حق با توست. نباید الکی آینده را فدای گذشته کنیم.
ارسال یک نظر