۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

افرادی که اگر طرد شوند، بهتر است

قبل از انتخابات هنگام تبلیغات با بعضی افراد روبرو میشدی که به قولی به هیچ صراطی مستقیم نبودند. هر چه عیب و ایراد می گرفتند از میرحسین با سند و مدرک جواب می دادیم، هر چه ایراد می گرفتیم از احمدی نژاد، فقط نگاه مان می کردند، بعد باز می گفتند نه فقط همین احمدی نژاد! همسرم حرف جالبی درباره ی طرفداران هر یک از کاندیداها گفت که هر چه می گذرد بیشتر به صحت گفته اش پی می برم. او گفت:" هر یک از طرفداران موسوی یا احمدی نژاد، یک شمه ای از شخصیت آنها را در وجود خود دارند و برای همین به آنها جذب می شوند، حالا هر چه دلیل و مدرک بیاوری که این خوب نیست، آن خوب است قبول نمی کنند."
مثلاطرفداران احمدی نژاد بعضی هاشان مثل او نان به نرخ روز می خورند. تا چند سال پیش در انجمن اسلامی برای خاتمی گلو پاره می کردند، حالا برای احمدی نژاد!
بعضی ها مثل او لجبازند، اگر بگویی تمام مراجع تقلید سنتی و نواندیش و حتی مرجع خود شما سه شنبه را عید فطر اعلام کرده اند و آقای خامنه ای به خاطر مسائل سیاسی خواسته خودی نشان بدهد و دوشنبه را عید اعلام کرده، باز قبول نمی کنند و می گویند نه همین که یکی عید اعلام کرد کافیست!
بعضی ها مثل او کارشان را بدرستی انجام نمی دهند، از این طرف ادعای مسلمانی شان گوش فلک را کر کرده و مدام دم از حق الناس می زنند!
بعضی ها مثل او یک کار اشتباه را چند بار تکرار می کنند، مثلا کسی را می شناسم که چهار سال برای اینکه به احمدی نژاد رای داده خود را سرزنش کرده بود، اما این بار هم به احمدی نژاد رای داد و حالا باز خود را سرزنش می کند!
بعضی ها خصلت دروغگویی را با او شریک اند. و الی آخر.
حالا با اینها باید چه کار کرد؟ اینها اگر هر بلایی سرشان بیاید از حرف و گفته شان برنمی گردند. مثلا خانواده ای را می شناسم که در زمان انقلاب یکی از نزدیکان شان را به خاطر عضویت در گارد اعدام کرده بودند، و همین یکی دو سال پیش فرزند خانواده آنطور که خودشان می گفتند به خاطر یک سوء تفاهم چهل روز توسط برادران اطلاعات مفقود شده بود و تا مرز اعدام پیش رفت اما بعد آزادش کردند! این خانواده حتی حاضر نیستند یک لحظه فکر کنند شخصی برتر از احمدی نژاد باشد چرا که رهبر را حامی او می دانند، بعد که ایراد می گیری چرا رهبر فراجناحی نیست و از یکی از کاندیداها حمایت کرده جواب می دهند:" کی؟ رهبر؟ او که گفت یک رای بیشتر ندارد و آن را هم کسی نمی داند!"
و یا مادری را می شناسم که بعد از شهادت دکتر بهشتی و یارانش چندین روز روزه می گیرد و شادمانی می کند که فرزند مجاهدش را زودتر تحویل حکومت داده و او قبل از دکتر بهشتی اعدام شده و حالا در ریختن خون او شریک نیست!
و یا همین آقای روح الامینی که همه داستانش را می دانند..
اینها انسان های فوق العاده خطرناکی هستند که هیچ کاری نمی شود با ایشان کرد. این ها را گفتم که هنگام تلاش برای گسترش آگاهی ها خودتان را با چنین افرادی خسته نکنید. دو دسته از افراد هیچ گاه نظرشان را عوض نمی کنند: نادانان و مردگان.

۲ نظر:

حمیدرضا گفت...

با استناد به فلان و بهمان مرگ یک رویا، اعلام می شود.!
اما گفت: مرگ یک رویا؟ امکان ناپذیر است!

پ.ن: "این است انسان (۹۶۱)" برای من یک رویای ماندگار است.

فرهاد گفت...

سلام
درسته ... ميگه كسي كه خواب هست رو ميشه بيدار كني ولي كسي كه خودش رو به خواب زده رو نميشه بيدار كرد
نقل قول همسر گرامي هم بسيار متين و ارجمنده