۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

تعریف اهداف جنبش سبز


تقریبا دو ماه دیگر جنبش سبز یک ساله می شود و شاید به همین دلیل دوستانی به فکر تعریف کردن جنبش سبز و اهداف آن افتاده اند. این درد نوشته ایست کوتاه از آنچه هست و نباید باشد. اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم؟ این سوالی مهم و حیاتی ست که سبزها باید بدان پاسخ دهند. در این مدت ده ماه سبزها بسیار حرف زده اند و چه زیبا خود را و اهداف شان را تعریف کرده اند، اما آیا در عمل هم به شعارهاشان پایبند بوده اند؟! آیا جنبش سبز توانسته باورهای بعضا غلط و عادت های اشتباه را که منجر به دیکتاتوری می شوند از میان بردارد؟
من بر دروغگو بودن احمدی نژاد طعن می زنم و او را سرزنش می کنم و بعد از آن حتی راحت تر از او دروغ می گویم.
من به احمدی نژاد اعتراض دارم که چرا به گفته ی یکی از میان خودشان چهارده ماه است که هیچ فعالیت و توسعه ی قابل توجهی در کشور صورت نگرفته است با این حال در طول دو سالی که از فارغ التحصیلی ام گذشته تنها اسم یک مترجم را یدک کشیده ام و به خاطر تنبلی مفرط از ترجمه روزی یک صفحه هم عاجزم!
من به علم الهدی اعتراض دارم که چرا موسوی و کروبی را با الفاظ رکیک نام برده، آنوقت هنگام اسم بردن از احمدی نژاد از الفاظی چه بسا رکیک تر استفاده می کنم.
من با دقت سراپاگوش هستم که نکند یک وقت کسی بگوید بالای چشم سبزها ابروست، چراکه این یعنی توهین و هتک حرمت خون نداها و سهراب ها، آنوقت خیلی راحت اسم خودم را می گذارم سکولار و بی توجه به حرمت خون سمیه ها و یاسرها به اسلام توهین می کنم.
من به شریعتمداری معترض ام که چرا اینقدر به همه بدبین است و توهم توطئه ای که در وجودش هست باعث شده تا فحاش و هتاک باشد و به همه تهمت خیانت بزند، آنوقت کافیست کروبی یا خاتمی یکبار حرفی بزنند که منظورش را بد برداشت کنم، آنوقت من می دانم و این دو اصلاح طلب و تمام حرف های رکیکی که در فرهنگ لغات وجود دارد.
من به جمهوری اسلامی معترض ام که چرا بدون در نظر گرفتن پیشینه افراد و زحمتی که برای رشد و تعالی نظام کشیده اند تنها به خاطر یک نقد و یا یک عملکرد برخلاف رویه موجود ،انگ براندازی به او می چسبانند و دودمانش را به باد می دهند ، آنوقت کافیست یکبار موسوی حرفی خلاف دلخواه من بزند تا من فراموش کنم شجاعت و ایستادگی ده ماهه او را در مقابل تمام فشارها و تهدید ها و ...
من به بی خیالی مسئولان نسبت به کشته شدن هموطنانم در جاده ها که ناشی از استاندارد نبودن جاده ها و وسایل نقلیه است ،معترض ام، آنوقت در جاده ها هنگام رانندگی هیچ ارزشی برای جان خودم و عزیزانم قائل نیستم.
من،من،من،من... تمام کژی ها از اینجا آغاز می شود. چگونه می خواهیم به آزادی و دموکراسی برسیم حال انکه در عمل هیچ اعتقادی به آن نداریم. بزرگترین دستاورد جنبش سبز در زندگی شخصی من همین آگاهی بود و حال تلاش برای اصلاح امور خویش را آغاز کرده ام و ایمان دارم که با اصلاح شدن من ها جامعه اصلاح خواهد شد. به قول دوستی برای نابودی دولت کودتا از احمدی نژاد درون خودت آغاز کن!

هیچ نظری موجود نیست: