اول: ذکر شدن نام محمود در قرآن در حالیکه هیچ جای قران اسمی از میرحسین نیست.
دوم: دعای همیشگی علمای عظام در نمازهای شب برای رسیدن به مقام محمود و نه مقام میرحسین.
سوم: ولایتمدار بودن آق محمود به طوریکه هنوز پلیدی ماجرای داش مشائی بر ریش رهبری برجای است.
چهارم: آموزش انواع دروغ های مصلحتی و غیر مصلحتی
پنجم: مبارزه با فرقه های بهائیت، صوفیگری و... برای باز شدن فضا برای فرقه های شیطان پرستی
ششم: تبدیل مسجد به مکان حال برای افزایش جذب مخاطب
هفتم:احترام به مراجع به طوریکه همیشه قبل از هر عمل از نظر ایشان اگاه می شود تا خلاف آن عمل کند.
هشتم:بی توجهی آق محمود به مال دنیا و اقتصاد که بی شک مال خر است ، چرا که با سیاست های اقتصادی آق محمود زاهدان گرامی دیگر نیازی ندارند از پول فرار کنند، پول خود به خود از ایشان فرار خواهد کرد.
نهم: به خاطر تقدس و هاله نور آق محمود
دهم:حمایت خانواده شهدا و بیت امام خمینی از میرحسین قطعا یکی از دلایل انتخاب آق محمود توسط قشر مذهبی می باشد، به این دلیل که خانواده شهدا و بیت امام تماما منحرف اند وباید به رقیب کسی که آنها از وی حمایت می کنند رای داد.
جدی نوشت: به نظر من بخش اعظم رایی که احمدی نژاد آورد از آن کسانی بود که در راه اندیشه، روشی دگم را در پیش گرفته اند. آنانی که خواهان حذف تمام کسانی هستند که چون ایشان نمی اندیشند. میرحسین با ایمان به شعار ایران برای همه ایرانیان قدم به پیش گذاشته بود و جای تعجبی نداشت که افراد با سلیقه های بعضا متناقض زیر پرچم سبز او گرد آمده بودند. میرحسین موسوی کثرت گرائی را معنا کرد و به همگان باور تحمل این عقیده را بخشید و کاملا طبیعی ست که انحصار طلبان در مقابل او صف بکشند. خلاصه اینکه تمام عیب و ایرادها به میرحسین و حامیانش بهانه است، تنها هدف انحصارطلبانی که به احمدی نژاد رای دادند، حفظ عقیده ی خود و حذف عقیده ی دیگران است که البته در این راه روی تمام ماکیاولیست ها را سفید کرده اند. به قول یکی از دوستان سبز بالاترینی:" اینها برای حفظ اسلام از خود اسلام هم می گذرند!"
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر