تمام سالهایی که روز قدس در راهپیمائی های حکومتی شرکت می کردم، از طرف ایشان پوسترهایی به ما داده میشد ،از جوانان فلسطینی در حالیکه به طرف سربازان اسرائیلی سنگ پرتاپ می کردند. آن تصاویر تا مدت ها در ذهن من می ماند. سنگ برای من نماد مظلومیت انسان هایی بود که آزادی می خواستند اما جز یک سنگ و البته اراده ایی پولادین سلاح دیگری نداشتند در مقابل سربازان تا دندان مسلح. آن جوانان به عنوان قهرمانان ملی فلسطین معرفی میشدند.
بعد از سالها اینک باز این سنگ حادثه ساز شد. این بار نه در فلسطین که در ایران. این بار جوانان سنگ بدست را نه در پوسترهای آن چنانی که در صحن دادگاه و نه به عنوان قهرمان ملی که به عنوان محارب دیدم. محاربانی که به حکم معمم های بی ریشه به اعدام محکوم شدند. اما هنوز هم سنگ برای من نماد مظلومیت انسان هایی ست که آزادی می خواهند اما جز یک سنگ و البته اراده ایی پولادین سلاح دیگری ندارند در مقابل سربازان تا دندان مسلح.
پ.ن: دلم برای قاضی صلواتی می سوزد چرا که اینقدر ابله است که پایش را گذاشته جای پای خلخالی و برای شخص منفوری چون خلخالی همین بس که فرزندانش از نام او فرار می کنند و تغییر نام می دهند برای شناخته نشدن. باشد تا روزگاری بیاید که فرزندان قاضی صلواتی از نام او بگریزند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر