مبارزات سیاسی مردم بلوچستان جز بدنامی چیز دیگری برای ایشان نداشته است. حکومت اسلامی همیشه برای سرکوب مخالفانش بهانه ای غیر از مبارزات سیاسی می یابد. مبارزان کرد را به علت نزدیکی ایشان به عراق به مجاهدین خلق منتسب کرده و به راحتی از شر ایشان خلاص می شود. حکومت برای این اعدام ها هزینه می پردازد و این تفاوتی ست که معدومان کرد و بلوچ با هم دارند. متاسفانه نزدیکی سیستان و بلوچستان به پاکستان و افغانستان کار را برای حکومت اسلامی بسیار آسان کرده است. مخالفان سیاسی به اسم قاچاق مواد مخدر و یا همکاری با گروهک ریگی به دار آویخته می شوند و این اعدام ها هیچ هزینه ای برای حکومت در بر ندارد..
در این نظام عقب مانده ،سنی و بلوچ بودن خود به خود جرم محسوب می شود، حال اگر به این دو مولفه منتقد بودن را هم اضافه کنیم، همه چیز برای یک اعدام حساب شده مهیا می شود. هنگامی که در سکوت خبری دو تن از ائمه جمعه اهل سنت بازداشت می شوند و بعد از آن دنبال کردن سرنوشت ایشان برای هیچ کس مهم نیست، حرف های مولوی عبدالحمید در خطبه های دو هفته پیش واقعا شجاعانه و درخور تمجید است. باید در نظر داشت در حکومتی که مراجع تقلید مذهب رسمی آن هتک حرمت می شوند و اصلا سابقه اعدام چندین مولوی(بالاترین درجه روحانیون اهل سنت در ایران و یک درجه پائین تر از مفتی) را در پرونده سیاه خود دارد به هیچ کس و هیچ چیز رحم نمی کند. حال اگر یک نفر پیدا شده که این چنین شجاعانه واقعیت ها را بازگوئی کند برماست که از او پشتیبانی و حمایت کنیم.
خلاصه کلام اینکه جنبش سبز برای دست یافتن به هدف نهائی خود به همکاری تمام مردم ایران نیازمند است. پس یکی از مهم ترین اهدافی که در طول این راه سبز باید به آن دست بیابیم تغییر نگاه مان است نسبت به قومیت ها و اینکه باور کنیم تمام نقاط سیاهی که از ایشان در ذهن ما وجود دارد تحفه حکومتی استبدادی ست که مردمان ایران زمین را هرچه دور تر از هم می خواهد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر