عبدالمالک ریگی بازداشت شد. برخلاف خیلی ها آنچنان که باید از این خبر خوشحال نشدم و آن به دلیل نکته تلخ نهفته در زمان دستگیری این شرور مسلح است. تنها پنج ماه از شهادت سردار شوشتری و محمدزاده می گذرد. همان حادثه ای که باعث شد سپاه پاسداران رسما عبدالمالک را به مجازات تهدید کند و حالا در کمتر از پنج ماه سربازان گمنام امام زمان توانسته اند ریگی را دستگیر و به ایران منتقل کنند. در حالیکه بیشتر از چهار سال از واقعه دردناک تاسوکی گذشته است، این سوال در میان هلهله شادی بازماندگان جنایات ریگی گم می شود که اگر اطلاعات شما از آنچنان قدرتی برخوردار بود که در کمتر از پنج ماه ریگی را بازداشت کند پس تمام این سالها که ریگی در آرامش محض مردمان این دیار را می کشت و از ایشان فیلم اکشن تهیه می کرد،مشغول چه کاری بودید؟
مدتی قبل ریگی در مصاحبه ای اعلام کرده بود که خواندن مقاله ای در روزنامه همشهری که در آن به خلفا توهین کرده بودند اولین انگیزه ی او برای عملیات های تروریستی بوده است و او قسم یاد کرده تا روزی که زنده است از ایشان خواهد کشت. در تمام حوادث تروریستی فقط و فقط شیعیان قربانیان جنایات او بوده اند و این نشان دهنده ی این نکته است که جنگ ریگی همان طور که از اسمی که برای گروهش هم انتخاب کرده یعنی جند الله بر می آید یک جنگ مذهبی بوده است نه سیاسی. برخلاف گزارشی که از رسانه میلی پخش شد هیچ گاه قربانیان او از اهل تسنن نبوده اند. چه در واقعه تاسوکی، چه در واقعه انفجار اتوبوس حامل بسیجیان، چه در حادثه کشتار سربازان پادگان سراوان و چه در واقعه انفجار مسجد امیرالمومنین شیعیان تشکیل دهنده قربانیان او بوده اند. هر کس اگر یک بار به یکی از وبلاگ های ایشان سر زده باشد شهادت خواهد داد که جنگ ایشان همیشه مذهبی بوده است نه سیاسی.
نگارنده بر این باور است که ماجرای تروریستی پیشین سرباز به هیچ وجه ربطی به گروهک تروریستی عبدالمالک ندارد . بلکه خالق این فاجعه تروریست های داخلی خودمان یعنی سبزپوشان سپاه پاسداران بوده اند. اولا به این دلیل که عبدالمالک هیچ گاه دست به کشتار بیش از پنجاه تن از بزرگان قبائل اهل تسنن نمی زند، چرا که به وضوح از قدرت اهل تسنن و قوم بلوچ می کاهد و این خلاف خواسته های تجزیه طلبانه عبدالمالک که خواستار بلوچستان مستقل است، می باشد. دوما همگان از گرایش چپ سردار شوشتری و محمد زاده اگاهند و اینکه ایشان مانعی بودند بر سر اهدافی که سپاه پاسداران در استان سیستان و بلوچستان دنبال می کرد. آنچه از سخنرانی های شهید سردار شوشتری فهمیده می شود این است که وی خواهان اتحاد قبائل بلوچ بود و جانش را بر سر این کار گذاشت.
در طول این چند سالی که عبدالمالک به کشتار هموطنان مان مشغول بود ، سربازان گمنام امام زمان به وجود او احتیاج داشتند. چرا که منطقه ای نا امن با عملیات های تروریستی پی در پی بود که حضور همه جانبه ایشان در استان را توجیه می کرد. در تمام این مدت ایشان در میان قوم بلوچ نفوذ کرده از میان ایشان جاسوس تربیت کردند به طوریکه هیچ کس از ترس همسایه اش جرات حرف زدن نداشته باشد. ایشان قوم بلوچ را هزار پاره می خواستند و سردار شوشتری مانعی بود بر سر اهداف شوم ایشان. پس در شرایط بحرانی کنونی به این نتیجه رسیدند که با کشتن سردار شوشتری یک تیر بزنند و به چند هدف برسند.
اول: از شر مانعی چون شوشتری و محمد زاده راحت شوند.
دوم: با دستگیری عبدالمالک ریگی وجهه سپاه پاسداران در منطقه را دوباره بازسازی کنند.
سوم: ریگی را به کشورهای آمریکا، انگلیس، اتحادیه اروپا و تمام کسانی که ایشان را نمی خواهند بچسبانند و فرضیه دشمن خارجی را به اثبات برسانند.
در تمام این سالها بارها از خودم این سوال را می پرسیدم که چگونه است که اطلاعات ایران با این همه ادعای اقتدار و قدرت از عهده دستگیری یک جوانک بیست و پنج، شش ساله بر نمی آید و حالا جواب این سوالم را در حقایقی تلخ یافتم. وزیر صالحی حرفهای شما را باور نخواهم کرد، شما و همکارانتان به اندازه عبالمالک ریگی مسئول مرگ هموطنانم هستید. همین شما که برای قدرت بیشتر کشتار مردم را به نظاره نشسته بودید و دم نمی زدید..
پ.ن: این نوشته حاصل کنار هم گذاشتن پازلی هزار تکه است، هیچ ربطی به بی بی سی ندارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر