روحانیون شیعه همیشه بر این باور بوده اند که حسین بن علی علیه السلام برای امر به معروف و نهی از منکر کشته شد. عده ای از ایشان بنا به حفظ مصالح خود معنای این دو را تا دخالت در امور خصوصی دیگران محدود کرده اند و تمام هم و غم شان را بر سر حفظ موی زنان و آستین مردان گذاشته اند به اسم امر به معروف و نهی از منکر و صد البته ایشان خود را داعیه دار نهضت حسینی می دانند. قطعه پایانی احیاء علوم الدین،کتاب الامر بالمعروف ابوحامد غزالی را که در کتاب قصه ارباب معرفت نوشته ی دکتر سروش امده است عینا در پائین آورده ام به عنوان تذکاری برای عده ای.
غزالی پس از ذکر حکایات بسیاری از برخوردهای صوفیان و دلیران با جباران زمان از قبیل حسن بصری و حطیط زیات با حجاج و سفیان ثوری و بهلول با هارون الرشید، کتاب الامر بالمعروف را با این عبارات به پایان می برد:
" روش و عادت عالمان در امر به معروف و نهی از منکر و بی اعتنائی شان به شوکت سلاطین چنین بود. چراکه متکی به فضل خداوند بودند که از شر سلاطین محفوظ شان دارد و اگر شهادت نصیبشان می شد هم به حکم الهی خشنود بودند و چون فقط برای خدا سخن می گفتند، سخنشان در دلهای سخت کارگر می افتاد و آنها را نرم می کرد. لکن امروزه، طمعهای گوناگون دهان علما را لجام زده است و لذا سکوت پیشه کرده اند و اگر هم چیزی بگویند چون قول و فعلشان ناهماهنگ است توفیقی نمی یابند. ولی اگر راست بگویند و حق علم خود را ادا کنند روی سعادت را خواهند دید. چرا که فساد مردم در گرو شاهان است و فساد شاهان معلول عالمان* و فساد عالمان نیز معلول غلبه حب مال و جاه است و هرکه دوستی دنیا بر او ظفر یابد اراذل را نیز نمی تواند امر به معروف کند چه جای اکابر."
* اینجا باید ذکر شود که غزالی گرامی هیچ گاه به ذهنش هم خطور نمی کرده است که علما جای شاهان را بگیرند و آنگاه که مردم ازفساد این شاهان مقدس یا شیوخ شاه شده به تنگ آمده و اعتراض کنند، ایشان در کمال وقاحت به اسم خدا مردمان را به قتلگاه ببرند!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر