در جلد چهارم از سری کتاب های آشنایی با قرآن نوشته استاد مطهری که به تفسیر نور اختصاص یافته است تفاوت میان ازدواج در فرهنگ اسلامی و غیر اسلامی به زیبائی مطرح شده است. استاد شهید ذکر کرده اند که یکی از عواملی که پایه خانوادگی و محیط خانوادگی را محکم می کند این است که به دستور اسلام عمل کرده و پسرها واقعا قبل از ازدواج، با زنی و دختری در تماس نباشند و به اصطلاح فرنگیهای امروز گرل فرند نداشته باشند و دختر ها هم همین طور. ایشان علت تزلزل بنیان خانواده در اروپا را همین روابط قبل از ازدواج دانسته اند. در این صورت است که ازدواج برای یک پسر یا دختر آرزو می شود چرا که به وسیله ازدواج از محدودیت و ممنوعیت خارج میشوند و به مرز آزادی استفاده از یکدیگر می رسند. از آنجائیکه اولین کسی که این پسر را به حظ و بهره می رساند یعنی از محدودیت به آزادی می رساند همسرش می باشد و برای دختر هم به همین صورت، این است که پسرها و دخترهایی که اصلا همدیگر را ندیده و ازدواج می کنند، آنچنان با یکدیگر انس و الفت می گیرند که وضع عجیبی است. (البته این جمله به معنای این نیست که ایشان ندیدن را کار درستی بداند بلکه بالعکس اسلام خواسته تا ببینند و ازدواج کنند. اینجا ایشان به عنوان مثل مطرح کرده اند و در مثل هم که مناقشه نیست.) در مقابل در اروپا به دخترها و پسرها اجازه می دهند که تا قبل از ازدواج در روابط جنسی شان آزاد باشند. در نتیجه برای آنها ازدواج محدودیت است، چراکه قبل از ازدواج آزادی داشته اند که با هر کسی رابطه داشته باشند و بعد که ازدواج می کنند باید به یک نفر محدود شوند.
خلاصه کلام اینکه ازدواج در سیستم فرنگی یعنی آزاد را محدود کردن و ازدواج در سیستم اسلامی یعنی از محدودیت به آزادی آمدن. ازدواجی که خاصیت روانی اش از محدودیت به آزادی آمدن است به دنبال خود استحکام می آورد و آن که پایه اش از آزادی به محدودیت آمدن است اولا خودش استحکام لازم را ندارد و به طلاق منجر می شود و ثانیا آن پسر یا دختری که به تعبیر خود فرنگی ها دهها و صدها تجربه ی جنسی مختلف داشته اند حالا چگونه با یکی پایبند می شوند؟
این مقدمه ای بود برای رسیدن به این مسئله که روابط جنسی قبل از ازدواج بالنفسه مطرود است چرا که استحکام خانواده را متزلزل می کند. خواه اسم این روابط را زنا بگذاریم و برچسب حرام بر آن بزنیم یا با یک تکه کاغذی که توسط یک ملا نوشته شده برچسب حلال بر آن بزنیم و چنین فرض کنیم که همه چیز به خوبی در حال گذر است! نتیجه ی این هر دو یکی ست و آن تزلزل بنیان خانواده است.
مسئله دوم اینکه همانطور که ازدواج موقت قبل از ازدواج باعث تزلزل بنیان خانواده می شود ، بعد از ازدواج افراد نیز هیچ تضمینی وجود ندارد که این قانون فقهی! بازیچه ی مردان بالهوس نشود. چه بسیار مردانی که برای ارضای میل تنوع طلبی خود با پشت گرمی به حمایت شرع و قانون از ایشان بارها و بارها به این کار مبادرت بورزند و آیا این باز به تحکیم خانواده کمک خواهد کرد؟
مسئله سوم اینکه چه تضمینی وجود دارد که جوانان برای فرار از مشکلات اقتصادی قبل، حین و بعد ازدواج دائم و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و تعهد به همسر و نیز به خاطر راحتی شرایط ازدواج موقت ، دیگر هیچ گاه تن به ازدواج دائم ندهند؟ آیا مطرح کردن ازدواج موقت به عنوان راه حلی برای ازدواج جوانان پاک کردن صورت مسئله نیست؟
مسئله چهارم مبهم بودن سرنوشت فرزندان حاصل از چنین ازدواج هائی است. بر اساس گزارش اخیری که خبرگزاری ایلنا در گفتگو با یک استاد و آسیب شناس به نام امان الله قرایی مقدم در این باره داشته است بر این نکته تاکید شده است که ازدواج موقت باعث بروز جرم و خشونت در جامعه می شود و اکثر خلاف کاران حاصل ازدواج های موقت و صیغه ای در کشور هستند. این فرزندان ناخواسته و یا حاصل از پدران چند زنی هستند که در بزرگسالی با جامعه کینه ورزی می کنند و حتی نامشان در شناسنامه پدر ثبت نشده است تا یک حامی و پشتیبان داشته باشند. حتی اگر نام این افراد در شناسنامه پدر ثبت شود باز در بزرگسالی از هویت ملی و اجتماعی برخوردار نیستند.
پ.ن: آیا قوانین فقهی همیشه راهکارهای مناسبی برای حل مشکلات جامعه دارد که هرجا که کار آقایان لنگ می ماند به فقه متوسل می شوند؟
پ.ن2: خوش به حال مسلمانان و بالاخص شیعیان با این فقهی که دارند هم می توانند دروغ بگویند و غیبت کنند، هم می توانند زنا کنند ، هم می توانند تجاوز کنند، هم می تواند انسان ها را به قتل برسانند و هم هر کار دیگری که دل شان خواست با مجوز رسمی از سوی خدا انجام دهند. تنها کاری که باید بکنند این است که به مسلمان نبودن طرف مقابل یقین کنند ، این هم که کاری ندارد!!!
پ.ن: آیا قوانین فقهی همیشه راهکارهای مناسبی برای حل مشکلات جامعه دارد که هرجا که کار آقایان لنگ می ماند به فقه متوسل می شوند؟
پ.ن2: خوش به حال مسلمانان و بالاخص شیعیان با این فقهی که دارند هم می توانند دروغ بگویند و غیبت کنند، هم می توانند زنا کنند ، هم می توانند تجاوز کنند، هم می تواند انسان ها را به قتل برسانند و هم هر کار دیگری که دل شان خواست با مجوز رسمی از سوی خدا انجام دهند. تنها کاری که باید بکنند این است که به مسلمان نبودن طرف مقابل یقین کنند ، این هم که کاری ندارد!!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر