چه می دانم؟ این کارها شوخی نیست؟ یعنی می توان باور کرد که خداوند بزرگ اینجور چیزها را می سازد؟ این اسنادها اهانت به حضرت خداوندی است نه حرف های من، انتساب اینها به خداوند کفر است و بدتر از کفر، دشنام است. اگر کسی مرا که یک بنده ضعیف عاجز و بی ارج خداوندم متهم کند که در این کارها دست داشته ام آن را تهمت ناجوانمردانه ای تلقی می کنم که هرگز نخواهم بخشید و مطمئنم که نه کسی چندان ناجوانمرد و بی انصاف است که هر چند با من دشمنی ورزد و کینه داشته باشد و بخواهد لجن مالم کند چنین افترائی بر من ببندد و نه کسی چندان بی عقل و نافهم است که چنین اتهام زشتی را نسبت به من باور کند.
گروه اول: توصیف کارگزاران بیست و سی و دیگر چیزهای مشغول در صدا و سیما!
خواهید گفت:"نه، مصلحت خداوند اقتضاء می فرماید که آدم شر و خونریز و بد و گناهکار هم بیافریند و در این حکمتی است"! این اندازه ها را می دانم. من از آدم های بد و گناهکار و آدمکش صحبت نمی کنم، از آدم های عوضی و بیخودی و بدلی و ناشیانه و بی معنی و کشکی و "بی..همه چیز" و "هیچ و پوچ" و بی مصرف و بی خاصیت حرف می زنم که شایستگی بد بودن و عرضه گناه کردن هم ندارند! مردی که برای لقمه ای نان و پاره ای استخوان دم می جنباند و پوزه بر کفش ارباب می مالد و تحصیل کرده متشخصی که برای احتمال انزال رتبه ای و جلب عنایت بالاتری به جان کسی دعا می کند و بقچه حمام خانم آقای رئیس را بر می دارد و ..
گروه دوم: ان عده از کسانی که هر چه صدا و سیما و روزنامه کیهان می گوید می خوانند و مثل وحی منزل باور می کنند و بعد از آن راه می افتند و به همه انگ می زنند که توسط رسانه های بیگانه و شبکه های لس آنجلسی شستشوی مغزی داده شده اند. و در نظر آنها این اصل درباره ی همه ی کسانی که کیهان و صدا و سیما را باور ندارند حتی اگر ماهواره هم نداشته باشند صدق می کند!
آدم هائی که جرات ندارند از پیش خود، بدون اجازه بالاتر ها، حرفی را گوش دهند، آدمی را بفهمند، از پیش خود بخندند، مخالفت کنند، موافق باشند و... انتخاب کنند، نه چیزی را، نه، حتی خود را، حالت خود را. همیشه دیگری است که چگونگیشان را می سازد. آدم هائی که درست دهانه آب انبار خالی و مخروبه اند که هر صدائی را که دم گوششان ول می کنند عینا اما با طنین بیشتری از دهن پس می دهند و با لحن کشدار و پرافتخاری که انگار صدای خود اوست. آدمهائی که ..
گروه سوم هم که توضیحی نمی خواهد. تقدیم به همه موجودات هالوئی که در حوزه نشسته اند و ذهب، ذهبا، ذهبوا می خوانند و به خاطر پاره شدن یک عکس کفن می پوشند اما پاره شدن قرآن مجید یا تخریب حسینه ی جماران یا تجاوز و شکنجه ی بی گناهان و یا کشتار افراد برایشان توفیری ندارد
و ملائی که با چند سال در حجره مرطوب مدرسه قدیمه برای کسب علوم دینی و فضائل روحانی، تنها جهاد و اجتهادی که در راه علم و دین کرده این بوده که شبها محتلم شده و روزها با تشریفات مفصل فقهی و مراسم پیچیده فنی طهارت گرفته و صیغه کرده و عمامه پیچیده و به همین دلیل خود را جامع معقول و منقول و عارف به حقایق امور و آشنای خصوصی اسلام می داند و آثار رماتیسم و رطوبت زدگی و نقرس و بی حرکتی و ظلمت پروری او را از رمق انداخته و در نتیجه متین و عمیق و اهل روح و تقوی و مرد آخرت نموده،
و واعظی که چون تا "اما بعد" بیشتر نخوانده است، روزنامه های خبری و اخبار مجله ها و احتمالا کتابهای فیزیک و شیمی و علوم طبیعی دبیرستانها را تورقی کرده و از نظر مستطاب مبارکش گذرانده و حتی در ریاضیات جدیده بر "چهار عمل اصلی" تسلط جامع و کامل بدست آورده و حتی بسیاری از اهم حروف مشکله غالب خطوط امروزه ی ملل راقیه اروپا و آمریکا را به سهولت و در بادی تشخیص می دهد و نام فارسی کتابش را به دو خط فارسی و لاتین در پشت و پهلوی جلد کتابش می کند چنان خود را حاوی علوم قدیمه و جدیده می پندارد که علیه اروپائیان که بتازگی به فرضیه اتم معتقد شده اند_ و جای تاسف است که جوانان کم اطلاع خود ما خبر ندارند که آنها این فرض را از قائلین از حکمای ما به جزء لایتجزی اقتباس کرده اند _ کتاب در رد اتم و میکرب و پاستور خائن و داروین میمون زاده و ابطال طب جدید و داروهای فرنگی می نویسند و در عین حال اثبات می کنند که تمام این علوم و همه اختراعات و اکتشافات جدیده کفر آمیز مادی در قرآن ما هست و حتی پرتاب آپولو 12 را پس از پرتاب، از آیه " اذا فتحت السماء" (که قیامت را شرح می دهد) به " نیکسون خردمند" خبر می دهند.
مفصل است، همینقدر که نمونه ای داده باشم از انواع و اقسام لاتعدو لاتحصی ی این گونه " آدم های هیچ گونه" و " چس فیل های ناطق" که آبروی اولاد قابیل را هم برده اند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر