۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

ماجرای مجید توکلی،حجاب و حجاب اجباری


ماجرای مجید توکلی،حجاب و حجاب اجباری!
اعتراف می کنم که تا پیش از ماجرای انتشار عکس های مجید توکلی با چادر که باعث بوجود آمدن کمپین مردان باحجاب در حمایت از او شد هیچ گاه با اصل حجاب مشکلی نداشتم. همیشه هر جا سخن از حجاب و عفاف میشد یکی از مدافعان اصل حجاب بودم چرا که شاید تحت تاثیر محیط مذهبی پیرامون می پنداشتم حجاب و عفاف دو روی یک سکه اند. البته ناگفته نماند که مخالف سرسخت و همیشگی حجاب اجباری بوده و هستم. اما با دیدن عکس های مردان باحجابی که دیگر نه فقط در حمایت از مجید که در حمایت از زنان ایران چادر و روسری به سر کردند به یک نکته ی دردناک(برای خودم!) رسیدم. قریب به اتفاق این مردان شاید هیچ اعتقادی به حجاب داشتن زنان ندارند. آنان برای زنان ارزشی مساوی با مردان قائل اند. آنها حجاب را مایه تحقیر زنان می دانند.در مقابل تمام مردانی که خود به حجاب برای زنان اعتقاد مبرم دارند به احتمال زیاد از این کمپین حمایت نخواهند کرد. چراکه مایه ننگ آنها خواهد بود که لباس زنانه بر تن کنند! همچنین کسانی که دست به این کار ابلهانه زدند حجاب را جزء ملزومات یک زن می دانند. آنها از تمام وجود یک زن تنها پوشش او را می بینند و سی سال است بر این اصل پای فشرده اند. وقتی علت این کار آنها تحقیر کردن مجید توکلی بود پس یعنی لباس زنان و به قول خودشان حجاب برتر یا اکمل! مایه حقارت است. حجاب اکمل برای زنان خوب است اما برای مردان حتی اگر برای دفاع از جان خویش این کار را کرده باشند مایه حقارت! (در صورت صحت عکس ها) حال آنکه عکس این قضیه یعنی پوشیدن لباس مردانه توسط یک زن در نظر انها تنها کاری وقیحانه است اما موجب حقارت آن زن نمی شود.
نتیجه اینکه تمام آن کسانی که همیشه می خواستند به زنان بقبولانند که حجاب ارزش ایشان را بالا می برد و نه اینکه از ارزش ایشان بکاهد ثابت کردند که در باور ایشان زنان موجوداتی هستند که تنها در یک تن خلاصه می شوند که برای لذت یک مرد باید از آن محافظت کنند و تمام شایستگی ایشان این است که هر چه بهتر از آن تن محافظت کنند. در مقابل مردان انسان های کاملی هستند که در جسم شان خلاصه نمی شوند، بلکه برای کارهای مهمی چون به معراج رفتن و چهار زن اختیار کردن و رئیس جمهور شدن و ... خلق شده اند. شاید دلیل اینکه مراجع تقلید سنتی با انتخاب وزیر زن مخالف بودند و آن را جنگ با خدا و پیامبر تعبیر کردند همین است. وزیر بودن کاری مردانه است و زنان همان بهتر که با الگو برداری از فاطمه الزهرا در خانه بنشینند و فقط شوهرداری و بچه داری کنند و نماز بخوانند و صد البته حجاب داشته باشند. شاید دلیل اینکه پدر هیچ گاه برابری زنان و مردان را قبول نمی کند و فکر می کند که زنان ناقص العقل اند و چون عادت ماهانه به سراغشان می آید پس دینشان کامل نیست و به درد کارهای مهم نمی خورند همین است.
ریشه این کم بینی ها درواقع همین است. این اعتقاد ملاصدرا که زنان را در زمره حیوانات آورده است و آنان را حیواناتی دانسته که برای ازدواج با مردان خوب هستند و به قول ملاهادی سبزواری "خداوند صورت انسان به این حیوانات پوشانده است تا مردان از مصاحبت با آنان متنفر نشوند و در نکاح با ایشان رغبت بورزند" بعدها در کتاب های استاد مطهری به صورت مدرن تری ظاهر شد. این اعتقاد هنوز هم در ذهن ناخودآگاه بسیاری از مردان ایرانی وجود دارد که به صورت اصرار بر حجاب داشتن زنان خود را نشان می دهد.

هیچ نظری موجود نیست: